منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٣٠ - در فضيلت تسبيح حضرت زهرا
يگانهاى و شريكى ندارى، و اينكه محمد ٦ بنده و فرستاده توست، و همانا على كه امير مؤمنان و سيد اوصياء و وارث علم پيامبران و كشنده مشركان و پيشواى پرهيزكاران و جهادكننده با عهدشكنان و ستمگران و از دين بيرون روندگان است، امام و حجت و راه و رهنما و جاده پهناور من (به سوى تو) است، و كسى است كه جز با ولايت او و پيروى از او و اقرار به فضائل او و پذيرش آنها از حاملان ولايت او و تسليم در برابر راويان آنها به هيچ يك از اعمال هر چند پاكيزه باشد اطمينان ندارم، و آنها را هر چند صالح و درست بوده باشد نجات بخش نمىبينم].
اللّهمّ و اقرّ باوصيائه من ابنائه ائمّة و حججا، و ادلّة و سرجا، و اعلاما و منارا، و سادة [و] ابرارا، و ادين بسرّهم و جهرهم، و ظاهرهم و باطنهم و حيّهم و ميّتهم، و شاهدهم و غائبهم لا شكّ في ذلك و لا ارتياب، و لا تحوّل عنه و لا انقلاب.
[خداوندا و به اوصياء از فرزندان او كه همه پيشوايان و حجتها و رهنمايان و چراغها و نشانهها و منارهها و سروران نيكو كردارند اقرار مىكنم، و به نهان و آشكار و ظاهر و باطن و زنده و مرده و حاضر و غايب آنان ديندارى مىنمايم، كه شك و دو دلى در آن نيست، و بازگشت و دگرگونىاى از آن وجود ندارد].
اللّهمّ فادعنى يوم حشرى و حين نشرى بامامتهم، و احشرنى في زمرتهم، و اكتبنى في اصحابهم، و انقذنى بهم يا مولاى من حرّ النّيران، فإنّك ان اعفيتنى منها[١] كنت من الفائزين.
[خداوندا مرا در روز حشر و هنگام نشرم به امامت آنان فراخوان، و در دسته و گروه ايشان محشورم گردان، و نامم را در زمره اصحابشان بنويس، و اى مولاى من بحق ايشان مرا از گرماى آتش دوزخ رهايى بخش كه اگر مرا از آتش دوزخ معاف بدارى از رستگاران خواهم بود].
[١] در نسخه چاپى: ان اعتقتنى منها« اگر مرا آزاد سازى از آن».