منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٦٠
معطوف و معطوف عليه را. و جايز داشته شده است متضمن بودن غير، معنى مغايرت و نفى را با هم نه اينكه «غير» به معنى «لا» است و بس تا آنكه اشكال برو وارد آيد كه اسم چون مىتواند بود كه به معنى حرف بوده باشد؟ و چون كه لفظ «غير» متضمن معنى «لا» بود ازين جهت جايز است تركيب انا زيدا غير ضارب، بواسطه رعايت جانب نفى، چه غير به معنى «لا» است پس اضافه غير به ضارب، به منزله عدم اضافه مىگردد، پس جايز باشد تقديم معمول مضاف اليه بر مضاف همچنانچه جايز است گفتن: انا زيدا لا ضارب، و اگر چه جايز نيست در تركيب انا مثل ضارب زيدا كه بگويى: انا زيدا مثل ضارب، بواسطه آنكه ممتنع است وقوع معمول در محلى كه ممتنع باشد وقوع عامل درو، زيرا كه ضارب، مضاف اليه مثل است از حيثيت لفظ و معنى، و ممتنع است كلمه مضاف اليه كه عامل است مقدم شود بر مضاف، همچنين به طريق اولى ممتنع است آنكه معمول او مقدم بر مضاف شود.
و در عدول نمودن او- جلّ شأنه- از اسناد غضب به سوى نفس خود با آنكه تصريح نموده است به اسناد عديل و ضد آن كه نعمت است به سوى خود- عزّ سلطانه- اشارهاى است به استحكام علامات عفو و رحمت و تأسيس مبانى جود و مكرمت، تا آنكه گويا كه آنچه صادر مىشود ازو- جلّ شأنه- همه انعام و تفضّل است نه غير آن، و آنكه غضب صادر مىشود از غير او نه ازو- تعالى شأنه- و الّا مناسب آن بود كه بعد از قول خود- تعالى شأنه- صراط الّذين انعمت عليهم غير الّذين غضبت عليهم بگويد.
و برين نمط از تصريح اسناد به خود در جانب رحمت، و اعراض از اسناد به خود در جانب عقاب، جارى شده است قوله تعالى: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ[١]، كه نگفت: لاعذّبنّكم. با وجودى كه سياق كلام
[١] سوره ابراهيم: ١٤- آيه ٧:« اگر شكر گزاريد به شما افزونى دهم، و اگر ناسپاسى كنيد البته عذاب من سخت است».