منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٢٠ - فصل ششم در دعاى امام سجاد(ع) كه بعد از نافله شب مىخواندهاند
اطاعت نفسم از او به تو شكايت مىكنم، و از تو مىخواهم كه مرا از چنگال اسارت وى نگهدارى، و به سويت زارى مىكنم در اينكه راه روزى مرا هموار سازى].
فلك الحمد على ابتدائك بالنّعم الجسام، و الهامك الشّكر على الاحسان و الانعام، فصلّ على محمّد و آله، و سهّل علىّ رزقى و ان تقنّعنى بتقديرك لى، و ان ترضينى بحصّتى فيما قسمت لى، و ان تجعل ما بقى من جسمى و عمرى في سبيل طاعتك، انّك خير الرّازقين.
[پس سپاس از آن توست بر اينكه به نعمتهاى بزرگ آغاز كردهاى، و سپاس بر احسان و انعام را الهام نمودهاى، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و روزى مرا بر من آسان نما، و به آنچه برايم مقدر فرمودهاى قانعم ساز، و و به قسمتم در آنچه قسمت من نمودهاى خشنودم گردان، و آنچه از جسم و عمرم را كه باقى مانده در راه طاعتت قرار ده كه تو بهترين روزى دهندگانى].
اللّهمّ انّى اعوذ بك من نار تغلّظت بها على من عصاك، و توعّدت بها من صدف عن رضاك، و من نار نورها ظلمة، و هيّنها اليم، و بعيدها قريب، و من نار يأكل بعضها بعض و يصول بعضها على بعض، و من نار تذر العظام رميما، و تسقى اهلها حميما، و من نار لا تبقى على من تضرّع اليها، و لا ترحم من استعطفها، و لا تقدر على التخفيف عمّن خشع لها و استسلم اليها، تلقى سكّانها باحرّ ما لديها من أليم النّكال و شديد الوبال. و اعوذ بك من عقاربها الفاغرة افواهها، و حيّاتها الصّالقة بانيابها، و شرابها الّذى يقطّع امعاء و افئدة سكّانها، و ينزع قلوبهم، و استهديك لما باعد منها و أخّر عنها.
[خداوندا پناه مىآورم به تو از آتشى كه بدان بر آن كس كه فرمانت نبرده خشم گرفتهاى، و آن كس را كه از رضاى تو روى گردانده بدان تهديد نمودهاى،