منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٤٠٨ - توضيح تفسير مفردات دعاهاى مذكور
مرتفع گشته است به سوى اشيا مگر به سوى تو، به تحقيق كه قاصر آمده است از ارتفاع و ارتقا، و گمراه شده است در بيداء عظمت و كبريا، چنان كه گفتهاند:
|
عقل در كوى تو سرگردان بماند |
فكر در اوصاف تو حيران بماند |
|
«و جعل ما امتنّ به على عباده كفاء لتأدية حقّه»
يعنى گردانيده است تكليف ما بندگان را به عبادت خود مكافاتكننده به واسطه اداء حق نعماء خود با آنكه در تكليف نمودن ما به عبادت خود و مشرّف گردانيدن ما به شرف بندگى خود و گردانيدن ما از اهل آنكه قيام توانيم نمود به خدمت او و بر پاى توانيم داشت عبادت او را لطفى است در حق ما جزيل، و منّتى است بر ما عظيم. نمىبينى كه هر گاه پادشاه عظيمى شخصى را به خدمت خود مشرّف گرداند و او را از جمله رازگويان و محرمان خود سازد پس هر آينه آن شخص مىشمارد اين شفقت را از الطاف عظيمه و اعطاف كثيره آن پادشاه، و چنان مىپندارد كه عطيّهاى است بىغايت كه از جانب او به او كرامت شده است، و لطفى است بىنهايت كه از او يافته است. پس حضرت عزّت- عمّت عطيّاته- بنا بر وفور كرم خود گردانيده است بعضى از نعمتهاى خود را كه منّت نهاده است به آن بر ما و توفيق داده است ما را به آن، شكر و مكافات از ما به جهت بعض از نعمتهاى ديگر كه به ما عنايت نموده است، و با وجود آن به تحقيق وعده داده است ما را از براى آن نعمت به ثواب جزيل در آخرت، فسبحانه سبحانه ما أعظم شأنه و أكثر امتنانه. و نعم ما قال:
|
گر كسى شكر او فزون گويد |
شكر توفيق شكر چون گويد |
|
«و من عدوّ قد استكلب علىّ» اى وثب على، يعنى: جست بر روى من؛ چه تشبيه كردهاند دشمن را به سگ. و بسا باشد كه گفته شود درين عبارت اشاره است به آنكه عداوت او از جهت امور دنياست چنانچه گفتهاند:
انّ الدّنيا جيفة، و طالبوها كلاب
؛ يعنى: بدرستى كه دنيا مردار است و طالبان آن سگانند.
«سرابيل القطران»
تلميح است به قول خداى تعالى: وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ