منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣٩٥ - قنوت نماز وتر
تنشر ميت العباد، و لا تهلكنى غمّا حتّى تغفر لى و ترحمنى و تعرّفنى الاستجابة في دعائى، و ارزقنى العافية الى منتهى اجلى، و اقلنى عثرتى، و لا تشمت بى عدوّى، و لا تمكّنه من رقبتى.
[اى خدا خشم تو را جز حلمت نخورد، و از كيفرت جز رحمتت رهايى نبخشد، و از دست تو جز زارى به درگاهت نجاتبخش نيست، پس- خداى من- از جانب خودت رحمتى بر من بخش كه بدان سبب مرا از رحمت ديگران بىنياز سازى با همان قدرتى كه هر چه را در بلاد است بدان زنده ساختى، و اجساد مرده بندگانت را بدان از گورها بيرون آورى؛ و مرا از غم هلاك مساز تا مرا بيامرزى و رحمت كنى و نشانههاى اجابت دعايم را نشانم دهى؛ و تا پايان عمرم سلامتى را روزيم گردان، و لغزشم را ناديده گير، و دشمنم را ياراى سرزنشم مده، و او را بر گردنم سوار مكن].
اللّهمّ ان رفعتنى فمن ذا الّذى يضعنى؟ و ان وضعتنى فمن ذا الّذى يرفعنى؟ و ان اهلكتنى فمن ذا الّذى يحول بينك و بينى، او يتعرّض لك في شىء من امرى؟ و قد علمت ان ليس في حكمك ظلم، و لا في نقمتك عجلة، و انّما يعجل من يخاف الفوت، و انّما يحتاج الى الظّلم الضّعيف، و قد تعاليت عن ذلك يا الهى، فلا تجعلنى للبلاء غرضا، و لا لنقمتك نصبا، و مهّلنى و نفّسنى و اقلنى عثرتى، و لا تتبعنى ببلاء على اثر بلاء، فقد ترى ضعفى و قلّة حيلتى، استعيذ بك اللّيلة فاعذنى، و استجير بك من النّار فاجرنى، و اسألك الجنّة فلا تحرمنى.
[خداوندا اگر تو بلندم كنى چه كسى زمينم زند؟ و اگر زمينم زنى چه كسى بلندم كند؟ و اگر هلاكم كنى چه كسى ميان من و تو فاصله شود يا در مورد چيزى از امورم متعرض تو گردد؟ و همى دانم كه در حكمت ستم نيست و در كيفرت شتابى نه، چرا كه آن كس شتاب ورزد كه بترسد از دستش رود، و كسى نيازمند به ستم است كه ضعيف و ناتوان باشد، و تو از اين مطلب