منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٢٧٤ - توضيح (تفسير مفردات دعاهاى مذكور)
نيست.
«الّذى اوليته»
به معنى انعمت عليه است يعنى آن كسى كه تو او را شايسته انعام كردى.
«الى سبل»
به ضمّ سين بىنقطه و باء به يك نقطه. جمع سبيل است و آن به معنى جادّه و طريق است.
«لابتغاء الزّلفة»
يعنى از براى طلب قرب. و زلفة- به زاء نقطهدار و لام ساكنه- به معنى قرب و نزديكى است.
«و ادراك الحظوة»
به حاء بىنقطه مفتوحه و ظاء نقطهدار ساكنه، به معنى رسيدن به مطلب و مرام است.
«و توقفنى على المحجّة»
به ميم و حاء بىنقطه و جيم، به معنى جاده و طريق است، يعنى: استاده گردانى مرا بر طريق مستقيم و جاده قويم.
«وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ»
يعنى آنچه نقص مىپذيرد مدت حمل آن. و مأخوذ است از قول عرب: غاض الماء گاهى كه آب كم مىشود.
«بحقّ النّبىّ الاوّاب»
مراد به اوّاب- به تشديد واو- به معنى كثير الرجوع است. و وصف آن حضرت ٦ به اين صفت يا از جهت كثرت رجوع آن حضرت است ٦ به سوى تسبيح و تقديس، يا به واسطه رجوع آن حضرت است ٦ به سوى وقتى كه نه پيغمبر مرسلى و نه ملك مقرّبى را در آن وقت با آن حضرت مصاحبت و مؤانست مىگنجد، چنانچه آن حضرت- صلوات اللَّه عليه و سلامه- به زبان معجز بيان فرمودهاند كه:
لى مع اللَّه وقت لا يسعنى فيه نبىّ مرسل و لا ملك مقرّب.
يعنى: «مرا با پروردگار وقتى است كه نمىگنجد با من در آن وقت مصاحبت هيچ نبىّ مرسلى و ملك مقرّبى».
«الكريم النّصاب»
به نون و صاد بىنقطه، به معنى اصل است.
«الّذى سئل فوفّقته لردّ الجواب»
درين كلام بلاغت انتظام اشاره است به آنچه نقل كردهاند از خاصّه و عامّه كه روزى مأمون عبّاسى با موكب خلافت خود سوار شده قصد شكار داشت ناگاه گذارش به بعضى كوچههاى بغداد افتاد كه ابو جعفر ثانى امام محمّد تقى ٧ با جمعى از كودكان ايستاده بود، چون كودكان را رسيدن مأمون