منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٢٣٩ - راه شناخت زوال و وقت فضيلت نماز ظهر و عصر
كه سايه شاخص به مقدار دو سبع شاخص شود، زيرا كه اغلب اوقات قامت هر شخصى به مقدار هفت قدم به قدم آن شخص است، و چيزى را كه قدم حقيقى نباشد، قياس بر انسان كرده همين حكم دادهاند.
و وقت نافله عصر كه آن را نماز سبحه[١] مىگويند، بعد از فارغ شدن از نماز ظهر است تا آنكه سايه شاخص به مقدار چهار قدم برسد. و بعض علماء ما- رضوان اللَّه عليهم- برآنند كه وقت نافله نماز ظهر و عصر ممتدّ است به امتداد وقت فضيلت ظهر و عصر. پس نافله ظهر را توان كرد تا آنكه سايه شاخص مثل شاخص شود، و نافله عصر را تا آنكه سايه شاخص دو برابر شاخص شود.
و اين قول پر دور نيست، و در اخبار معتبره و آثار معتمده چيزى يافت مىشود كه دلالت بر اين قول مىكند بلكه ظاهر بعض اخبار بر توسعه زياده بر اين دلالت مىكند، چنانچه روايت كرده است شيخ الطّائفة و امام الشّيعه در كتاب «تهذيب حديث» به سند صحيح از امام به حق ناطق امام جعفر صادق- عليه الصّلاة و السّلام- كه آن حضرت فرمودهاند:
صلاة التّطوّع بمنزلة الهديّة متى ما اوتى بها قبلت، فقدّم منها ما شئت، و اخّر ما شئت.
خلاصه كلام بلاغت انتظام امام ٧ آنكه: «نماز تطوّع كه عبارتست از نماز سنّتى به منزله هديّه است هر وقت كه گزارده شود مقبول است، پس مقدّم دار از آنها را آنچه خواهى، و مؤخّر دار از آنها را آنچه خواهى».
نهايتش نمىدانم كسى را از علماء ما- قدّس اللَّه أرواحهم- كه قائل به اين قول شده باشد، و به مدلول اطلاق اين روايت وافى هدايت كه توسعه در جواز تقديم و تأخير نوافل است عمل نموده باشد، و مذهب شده باشد. و مىتواند بود كه مراد از لفظ تقديم كه درين حديث وارد شده است ادا بوده باشد، و مراد از تأخير، قضا- و اللَّه أعلم بمقاصد أوليائه.
مترجم گويد: «و گاه باشد كه به خاطر خطور كند كه مراد از نماز تطوّع كه در اين حديث واقعست غير نمازهاى سنّتى موقّته بوده باشد نه نمازهاى سنّتى
[١] از اين جهت آن را سبحه نامند كه مانند تسبيحات و اذكار در نمازها مستحب مىباشد( نهايه).