مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٢٦٦ - نكوهش دنيا
گويى سودش مال ديگرى است.
ديگرى گويد: هر كس از خدا دنيا را بخواهد مثل اين است كه، درخواست مىكند تا در قيامت بيشتر نگاهداشته شود.
يكى از بزرگان گفته است: هيچ چيزى در دنيا وجود ندارد كه تو را خوشحال كند مگر اينكه به دنبال آن چيزى چسبيده است كه باعث ناراحتى تو است.
حسن (٤٠) گويد: جان آدمى از دنيا- بدون سه حسرت- بيرون نمىرود: از مالى كه جمع كرده سير نمىشود، و به آرزويش نمىرسد، و توشه نيكو براى خانه آيندهاش نمىگيرد.
به كسى گفتند: به بىنيازى رسيدهاى! جواب داد: آن كسى بىنياز شده است كه از بردگى دنيا آزاد گشته است.
و ديگرى گويد: كسى در برابر خواستههاى دنيا نمىايستد مگر اين كه در دلش چيزى باشد كه او را سرگرم آخرت ساخته باشد.
يكى از بزرگان گويد: ما خود را دلبسته دنيا كرديم، و هيچ كدام ديگرى را امر به معروف و نهى از منكر نكرد.
ديگرى گويد: اندك دنيا انسان را از نعمتهاى زياد آخرت باز مىدارد.
حسن گويد: دنيا را خوار شماريد! به خدا سوگند كه دنيا براى كسى كه آن را پست شمارد، پستتر از همه چيز است.
و نيز گويد: هر گاه خداوند نسبت به بندهاى اراده خير كند به او بخششى مىكند و بعد آن را قطع كند و آنگاه كه آن نعمت تمام شد به سمت او برمىگردد، و هنگامى كه بندهاى نزد خدا خوار و پست شود، دنياى او را گشايش بخشد.
ديگرى گويد: علاقه دنيا و گناهان قلبى، تا وقتى كه خيرى به انسان برسد، او را در ميان مىگيرند.