مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤٠١ - آفت خودپسندى
پيامبر ٦ اطلاع داده و ياد آور شده است كه خودخواهى و غرور، در آخر الزّمان بر اين امّت چيره خواهد شد (٢١)، و از جمله خبر داده است: مردم در زمانهاى نخستين، مواظب عبادات بوده و آنچه بايد انجام دهند، انجام مىدادند و دلهايشان بيمناك و تمام شب و روز در طاعت خدا بودند، در تقوا و پرهيز از شهوات، پافشارى داشتند و در خلوتها به حال خود مىگريستند، امّا اكنون، مردم را در امن و امان و شاد و مطمئن مىبينيد، بدون هيچ گونه ترسى بر خويشتن، با اين كه سخت دچار گناهانند و غرق دنيا و دور از خدا مىباشند، گمان مىبرند كه آنها به لطف و كرم خدا و عفو و مغفرت او اميدوارند گويى كه آنها از لطف و كرم چيزى را درك كردهاند كه پيامبران، اوليا و پيشينيان صالح درك نكرده بودند و گويى كه با آرزو مىشود به اينها رسيد و با هواى نفس قابل دريافت است، پس گريه آنان و بيم و اندوهشان براى چه بوده است؟! رسول خدا فرموده است: زمانى بر مردم بيايد كه قرآن در دلهاى مردم كهنه شود همان طورى كه جامهها بر بدنها كهنه شود، در صورتى كه تمام قرآن از آغاز تا انجامش، هشدار و بيم دادن است و هيچ انديشمندى در آن نينديشد مگر اينكه غمش بيشتر و ترسش افزونتر شود (٢٢)، خداى متعال فرمايد: «... آن از براى كسى است كه از مقام من بيمناك و از وعده عذابم بترسد.» در صورتى كه مردم قرآن را روان و با سرعت مىخوانند و مخارج حروف رعايت كنند، و رفع، جر و نصب آن را دقّت كنند، گويى شعرى از اشعار عرب را مىخوانند، و هيچ توجّهى به معانى آن و عمل به محتواى آن نكنند، و آيا در جهان بالاتر از اين غرور و فريبى وجود دارد؟ بعضى از مردم گمان مىبرند كه طاعتشان بيشتر از گناهشان است زيرا آنها محاسبه نفس نكرده و در صدد ترك گناهان بر نمىآيند و اگر طاعتى دارند آن را حفظ كرده و مورد توجه قرار مىدهند، مثل اين كه به زبان استغفار، يا صد بار در هر روز تسبيح مىگويند، بعد به غيبت مسلمانان پرداخته و آبروى آنها را مىبرند، و در تمام روز بىحساب و بىشمار سخن خلاف رضاى خدا مىگويد، و