مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٤٦ - سرزنش ديگران
روز- از تو، كار ناپسندى نزد من مىآورد، اى فرزند آدم! اگر تو از كس ديگرى راجع به خود صفتى را بشنوى، در حالى كه موصوف به آن صفت را نشناسى، فورا به دشمنى و مخالفت او قيام مىكنى!» (٥٧) ابو مسلم خولانى مىگويد: مردم چون برگ نرم بىخارى بودند، در صورتى كه شما امروز خارى بىبرگيد.
يكى از بزرگان مىگفت: شياطين بر اطراف قلب آدمى جمع مىشوند همچون مگسانى كه روى زخم ازدحام مىكنند، پس اگر رانده نشوند باعث فساد مىشوند.
از امير المؤمنين (ع) است كه فرمود: «هر كه سر نيزه خشم را براى رضاى خدا تيز كند، خداوند او را بر كشتن پيروان سرسخت باطل نيرو و توان مىبخشد.» (٥٨) و از آن گرامى است: «از جمله كفّارههاى گناهان بزرگ دادرسى ستمديده و رفع گرفتارى غمديده است.» (٥٩) از امير المؤمنان (ع) است: «خود را از هر پستى والاتر بدان، هر چند كه آن فرومايگى تو را به منافع كلانى دعوت كند، زيرا تو آنچه را كه از شخصيّت خود، از دست بدهى، هرگز عوض آن را به دست نمىآورى، و بنده ديگرى مباش كه خداوند تو را آزاد قرار داده است.» (٦٠) از پيامبر ٦: «هر كس از ناموس برادر مسلمانش دفاع كند، اين عمل او، باعث جلوگيرى از آتش جهنم مىشود.» (٦١) وقتى كه يزيد بن معاويه مسلم بن عقبه را براى قتل و غارت مردم مدينه فرستاد، حضرت على بن الحسين (ع) چهار صد زن و دختر از اولاد عبد مناف را تحت حمايت گرفت، آنها را نگهداشت و اداره كرد، تا اينكه سپاه، مسلم بن عقبه به هزيمت رفتند، بعدها يكى از آن زنان مىگفت: به خدا قسم پيش پدر و مادرمان با چنين احترامى زندگى نكرده بوديم.