مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٢٣٩ - خشم
خشم
روايت شده است كه مردى عرض كرد: يا رسول الله- درود خدا بر تو باد- مرا به كارى فرمان بده و مختصر بفرما. فرمود: خشمگين نشو، دوباره پرسيد، فرمود: خشمگين نشو. (١) و آن بزرگوار فرمود: سرسخت آن نيست كه حريفان را بيشتر به زمين افكند، بلكه سرسخت آن كسى است كه بهنگام خشم خويشتن دارى كند. (٢) امام صادق- جعفر بن محمد- (ع) فرمود: خشم، كليد تمام بديهاست. (٣) يكى از بزرگان مىگويد: از خشم دورى كن زيرا سرانجام به خوارى پوزش مىانجامد، و هر كس كمتر از همه مردم خشمگين شود او از همه عاقلتر است، اگر براى دنيا باشد او انديشمند و زيرك است، و اگر براى آخرت باشد، دانا و بردبار است.
يكى از پيامبران (ع) به پيروانش فرمود: كيست كه به من قول دهد كه خشم نگيرد تا با من هم درجه باشد، و پس از من جانشين من شود، جوانى از ميان آن قوم، گفت: من. دوباره تكرار كرد. باز آن جوان گفت: من، و به قول خود وفا كرد، وقتى كه آن پيامبر از دنيا رفت، آن جوان در جاى وى قرار گرفت كه وى همان ذو الكفل بود، و به اين نام، ناميده شد، بخاطر اين كه خشم خود را بر عهده گرفت و به وعده خود وفا كرد. پس بر عاقل لازم است كه در حال خشم به زشتى آن و زشتى چهره خود بهنگام خشم بينديشد و چهره ديگران را در حال خشم بخاطر