مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٤٩ - سرزنش ديگران
ساخته است.
و از او است: دينت را كابين دنيا قرار مده، زيرا كسى كه دينش را كابين دنيا قرار دهد، هر چه زودتر پشيمان مىشود! مردى كه قصد آموختن تيراندازى داشت، از او نظر خواست، او گفت:
خوب است امّا تيراندازى همان روزهاى زندگى تو است پس ببين كه روزهاى زندگيت را با چه وسيله به پايان مىرسانى؟ عمر بن درّ همدانى مىگويد: ديروز و امروز برادرند يكى وارد بر تو شده است و تو بد رفتارى كرده، و بد پذيرايى كردى، از نزد تو رفت در حالى كه تو را نكوهش مىكند، و بعد برادرش مهمان تو شده و مىگويد: بد رفتارى با برادرم را به وسيله نيكى به من جبران كن! پس اگر به من هم مانند برادرم بدى كنى، چه بسيار سزاوار آنى تا با گواهى ما به هلاكت افتى! محمد بن سوقه مىگويد: دنيا و آخرت مانند دو كفّه ترازويند، هر وقت يكى سنگين شود، ديگرى سبك مىشود.
پادشاهى در بنى اسرائيل، شهرى زيبا بنا كرد، و بعد مردم را به مهمانى دعوت كرد، و دم دروازه شهر كسى را گذاشت تا از مردم عيب و نقص شهر را بپرسند، هيچ كس نقصى نگرفت جز سه تن، كه هر سه هم پير و عبايى بر دوش داشتند، گفتند: ما دو عيب در آن ديديم. پرسيدند: آن عيبها چيستند؟ گفتند:
يكى اينكه اين شهر سرانجام از بين مىرود، و ديگر اينكه صاحبش روزى مىميرد! پادشاه پرسيد: آيا شما منزلى را مىشناسيد كه اين دو عيب را نداشته باشد؟ گفتند: آرى، سراى آخرت. اين بود كه شاه، سلطنت را رها كرد، و مدتى با آنها به عبادت پرداخت و پس از مدتى، از آنها خداحافظى كرد، پرسيدند: مگر از ما چيزى ديدى كه باعث رنجش تو شد؟ گفت: خير، امّا شما مرا مىشناختيد و در نتيجه احترام مىكرديد، مىخواهم با كسى همراه باشم كه مثل شما مرا نشناسد!