مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٨٨ - تهذيب اخلاق
صميمى، آگاه و متديّن باشد، و از او بخواهد كه مواظبش بوده و همه حالات و افعال او را- از اخلاق، رفتار و معايب ظاهر و باطن ناپسند- زير نظر بگيرد و به او بازگو كند، و هر كس مايل است خود را اصلاح كند بايد چنين كارى را بكند.
يكى از بزرگان مىگفت: خداوند بيامرزد آن كس را كه عيبهاى مرا به صورت هديهاى به من بازگو كند. (١) عمر، پيوسته از حذيفة بن اليمان درخواست مىكرد و مىگفت: تو صاحب سرّ پيامبر خدا ٦ در بين منافقان بودى، آيا در من اثرى از نفاق ديدى؟ حذيفه مىگفت: تو به حال خود، آگاهترى، دوستان اندك بودند و كسى كه شوخى را ترك گفته و جدّى عيب را بازگو كند كم بود، و در ميان دوستان تو، حسود و مغرض وجود داشت، آنچه را هم كه عيب نبود، عيب مىديد، و يا كم نبودند كسانى كه از روى شوخى بعضى از عيبهاى تو را از تو پنهان مىداشتند.
براى همين بود كه بعضى از بزرگان از مردم كناره مىگرفتند، مىگفتند:
چرا با مردم معاشرت نمىكنيد؟ مىگفتند: چگونه با مردمى معاشرت كنيم كه عيبهاى ما را مىپوشانند، براستى دينداران سخت علاقمند بودند كه با هشدار ديگران از عيبهايشان آگاه شوند. امروز كار بر عكس شده، مردم زمان ما، هر كس عيبشان را بگويد بدترين مخلوقات در نزد آنهاست، و شايد اين مطلب حاكى از سستى ايمان باشد. براستى اخلاق بد چون عقربها و مارهاى گزندهاى هستند كه اگر كسى بگويد زير لباستان عقربى است بايد از او ممنون باشيم، و خوشحال باشيم و وضع عقرب را بررسى كنيم كه چگونه او را از پا درآوريم. البتّه صدمه عقرب كشنده بر جسم يك روز يا كمتر از يك روز است! امّا صدمه اخلاق ناروا بر بنياد دل است و ترس از آنكه براى هميشه پس از مرگ و يا هزاران سال باشد! و با اين همه ما از آن كه ما را هشدار داده است خوشحال نمىشويم و در صدد از بين بردن آن برنمىآييم، بلكه براى كسى كه ما را نصيحت كرده است، مقابل به مثل مىكنيم، و مىگوييم، تو نيز چنين و چنان مىكنى، و بجاى استفاده از نصيحت او