مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٦٨ - سرزنش ديگران
فرزدق شنيد كه ابا برده مىگويد: چگونه من افتخار نكنم در حالى كه پسر يكى از دو داورم! فرزدق گفت: يكى از آنها نادان و ديگرى تبهكار است پس پسر هر كدام مىخواهى باش! همين قدر در نكوهش شخصى در باره خود بس كه در حضور همه مردم، خود را مذمّت كند. (١٠٦) از بزرگمهر پرسيدند: آيا نعمتى را سراغ دارى كه به صاحبش حسد نبرند؟
گفت: آرى، نعمت تواضع، سؤال شد: آيا گرفتارى و بلايى را سراغ دارى كه كسى به گرفتار آن بلا رحم نكند؟ گفت: آرى، بلاى خودخواهى.
حسن بصرى همواره مىگفت: همه چيز وابسته به قضا و قدر الهى است جز گناهان.
امير المؤمنين على (ع) در وصف دنيا مىفرمايد: «چگونه خانهاى را توصيف كنم كه آغازش رنج و انجامش نيستى و فناست، در حلال آن حساب، و در حرامش كيفر و عقاب است، هر كه تندرست بود در امان است و هر كه بيمار باشد پشيمان مىشود.» و قول آن حضرت در باره دنيا: «اى كسى كه دنيا را نكوهش مىكنى كه گرفتار و فريفته نيرنگ او هستى، چه وقت تو را نكوهش كرده است؟ و يا كى تو را فريب داده است؟ آيا به خوابگاه پدرانت در خاك و يا خانههاى مادرانت كه در آنجا پوسيدهاند؟ چه بسيار با دستهاى خود كمك كردى؟ و چه بسيار با دستانت معالجه كردى؟ براى آنان بهبودى طلبيدى، از اطباء فايده داروها را براى ايشان جستى؟ و دنيا آنها را سرمشق تو قرار داد و هلاك شدن آنان را هلاك شدن تو قرار داد.» (١٠٧) حسن بصرى مكرر مىگفت: اى فرزند آدم! آزمندانه به جمع آورى مال دنيا پرداختى، به سختى پايبند دنيا شدى! بدقّت در ظرفى نهادى و دهانه آن را محكم بستى، خوارى و ذلّت را بر جان خود خريدى، لباس نرم بر تن كردى تا