مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٥٩ - سرزنش ديگران
يكى از بزرگان مىگويد: آن خدايى كه كشتى را در آب دريا براى انسان رام ساخته، همان خدايى است كه كرات آسمانى را در آسمان نگاه داشته است.
امير المؤمنين (ع) فرمود: «حكمت گمشده مؤمن است، پس آن را فراگير هر چند كه از زبان مشركان باشد.» (٨٨) يوسف بن اسباط مىگويد: ابو حنيفه، چهار صد حديث و يا بيشتر از احاديث پيامبر ٦ را رد كرده است. پرسيدند: چگونه؟ گفت: پيامبر ٦ فرمود: سواره دو سهم از غنايم جنگى و پياده يك سهم مىبرد، ابو حنيفه گفت:
من سهم يك چهار پا را بيشتر از سهم يك مؤمن قرار نمىدهم! پيامبر خدا ٦ موى بدن را ازاله مىفرمود، ابو حنيفه زدن مو را مثله شمرد، پيغمبر فرمود: فروشنده و خريدار تا وقتى كه از هم جدا نشدهاند اختيار فسخ معامله را دارند، ابو حنيفه گفت: اختيار ندارند. پيامبر ٦ وقتى كه قصد مسافرت داشت بين زنانش قرعه مىانداخت، و اصحاب آن بزرگوار هم همين كار را مىكردند، ابو حنيفه گفت:
قرعه قمار است، (٨٩) و ما به اين چهار مورد بسنده كرديم تا كتاب طولانى و پر حجم نشود.
پيامبر ٦ فرمود: «علم را بياموزيد، و با علم آرامش، متانت و بردبارى را كسب كنيد، و از دانشمندان خودخواه و گردنفراز نباشيد، كه علمتان در برابر جهل و نادانىتان تاب مقاومت نمىآورد!» (٩٠) به كسرى گفتند: آيا براى پيرمرد آموزش خوب است؟ او گفت براى هر كس كه نادانى زشت است، دانش خوب است. علم و عمل همراهند مانند همراهى روح و بدن، و يكى بدون ديگرى بىفايده است، آگاهى انسان از نادانى خود بهترين علم است.
امير المؤمنين (ع) فرمود: «دو تن پشت مرا شكستند: دانشمند تبهكار، كه با بدكاريش جلو دانشش را مىبندد، و عابد نادانى كه مردم را با نادانى به عبادت دعوت مىكند!» (٩١)