مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٨١ - درمان خودخواهى و كسب تواضع
«كشته باد انسان، چه قدر ناسپاس است او، از چه چيز خداوندش آفريد؟ از نطفه آفريدش، پس به اندازه او را مقرّر فرمود، سپس راه او را آسان گردانيد، آنگاه بميراند او را، و بعد در قبر كند او را، سپس هر گاه خواهد، زنده كند او را (١).» آيات شريفه به آغاز خلقت انسان تا پايان كارش، و به فاصله آن دو اشاره دارد، پس بايد انسان دقت كند تا معنى اين آيات را درك كند، امّا آغاز كار انسان، كه چيزى قابل گفتن نبوده است، سپس خداوند او را از پستترين چيزها و بعد از نجسترينها آفريد، زيرا او را از خاك و بعد از نطفه سپس از خون بسته و بعد از تكه گوشتى تا آن را استخوان بندى مىكند و روى آن استخوان گوشت مىپوشاند، اين آغاز پيدايش انسان است، تازه آن موقعى كه چيزى قابل ذكر بود، و قابل ذكر نشد مگر اينكه با بهترين اوصاف و ويژگيها همراه شد، زيرا انسان در آغاز كامل آفريده نشده است، بلكه خداوند او را به صورت جمادى بىروح آفريد، نه مىشنيد، و نه مىديد، حس و حركت نداشت، حرف زدن و راه رفتن بلد نبود، ادراك و آگاهى نداشت، پس خداوند، مرگ او را پيش از حيات، ضعف او را قبل از قوّتش، نادانى را پيش از دانايى، نابينائى را پيش از بينايى، ناشنوايى را پيش از شنوايى، گنگى را پيش از سخنگويى و ناتوانى او را قبل از توانائيش آغاز كرده است، اين است معنى آيه مباركه: مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ فقدّره (٢) و معناى آيه مباركه: «آيا (مىدانيد) كه بر انسان وقتى از روزگار آمده است كه چيزى قابل ذكر نبود، ما انسان را از نطفه مخلوط با هم آفريديم (٣) ...» اين چنين او را در آغاز آفريد، سپس او را استوار ساخت و فرمود: ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ (٤) و اين آيه مباركه اشاره دارد به آنچه در مدّت حيات تا زمان مردن براى انسان، ميسر كرده، و از اين رو فرموده است: «از نطفهاى مخلوط انسان را آفريديم، تا بيازماييم او را، سپس او را شنوا و بينا ساختيم، به راستى ما او را هدايت كرديم به راه راست، يا سپاسگزار و يا ناسپاس است (٥).» مقصود آن است كه خداوند انسان را پس از اينكه، اولا جماد خاكى بىروح و در ثانى نطفهاى بود، زنده گردانيد، و پس از آن كه ناشنوا بود،