مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٠٧ - نكوهش حرص، طمع و ستايش قناعت و قطع اميد از مال مردم
مىخوانى نماز وداع بخوان، و هرگز سخنى را مگو كه بعدها از آن معذرت خواهى كنى، و از آنچه دست مردم است، نوميد باش (١٠)! مالك بن عوف اشجعى مىگويد: نزد رسول خدا ٦ نه، يا هشت و يا هفت نفر بوديم، فرمود: آيا شما نمىخواهيد با رسول خدا بيعت كنيد؟ عرض كرديم: مگر ما تا كنون با شما بيعت نكردهايم؟ دوباره فرمود: آيا شما با رسول خدا بيعت نمىكنيد؟ ما دستهايمان را باز كرديم و با آن بزرگوار بيعت كرديم، يكى از ما گفت: چه بيعت كنيم و روى چه چيز بيعت كنيم؟ فرمود: خدا را عبادت كنيد و چيزى را شريك خدا نشماريد و پنچ وعده نماز گزاريد، و گوش به فرمان بوده و مطيع باشيد و يك كلمه را آهسته فرمود: از مردم چيزى در خواست نكنيد (١١). اما آن سخن آهسته، ولايت على بن ابى طالب به عنوان خلافت بعد از آن بزرگوار بوده است. جز اينكه راوى بنا به خواست خود، اين مطلب را نگفته است.
يكى از بزرگان مىگويد: طمع، خود فقر است، اما چشم نداشتن به مال مردم بىنيازى است، و براستى آن كه از مال مردم چشم پوشى كند از مردم بىنياز است.
به يكى از حكما گفتند: بىنيازى چيست؟ گفت: آن كم طمعى، و كمى آرزو و رضايت تو، به مقدار كفايت است. و از اين رو است كه گفتهاند:
زندگى چند ساعتى است كه مىگذرد، و گرفتاريهاى روزگار است كه تكرار مىشود (١٢). يكى از بزرگان نان خشك را با آب تر مىكرد و مىخورد و مىگفت: هر كس بر اين قانع باشد به كسى نيازمند نباشد.
ابن مسعود گويد: هيچ روزى نيست كه فرشتهاى ندا نكند: اى فرزند آدم، اندكى كه تو را بس باشد بهتر است از زيادى كه باعث سركشى تو شود.
ديگرى گويد: شكمت يك وجب در يك وجب است، تو را وارد آتش دوزخ نكند.
روايت شده است كه خداى متعال فرمود: اى فرزند آدم! اگر تمام دنيا از