مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٨٣ - آداب سير و سفر، وداع خانواده، و بازگشت از سفر
هميشه جوان مىماند و هرگز پير نمىشود! واى بر تو! اميد دارى كه جوانى برگردد؟
كه بر نمىگردد، آيا در باقيمانده مدّت عمر خود را در نمىيابى؟ آيا به طرف خدا برنمىگردى؟ اياس بن قتاده آثار پيرى در محاسنش ديد، گفت: مىبينم كه مرگ در پى من است و من از دست او خلاص نمىشوم. پروردگارا از مرگ ناگهانى به تو پناه مىبرم، اى فرزندان سعد! من جوانيم را در راه شما دادم، شما پيريم را به خودم واگذاريد، و از آن روز در خانه نشست، خانوادهاش به وى گفتند: از گرسنگى مىميرى! گفت: اگر من با ايمان از گرسنگى بميرم بهتر است از اينكه منافق، سرحال و فربه بميرم! بعضى گفتهاند: آيا ظهور موى سفيد (در سر و صورت) تو را از نافرمانى خدا باز نمىدارد؟ بعضى گفتهاند: يورش ناگهانى مرگ بر پير، همانند يورش ناگهانى آن بر جوان است! يونس مىگويد: رؤبه (٢٣) حتى به من گفت: تا چه وقت از اين سخنان بيهوده مىپرسى، سخنانى عجيبتر از عجيب! من از تو در شگفتم آيا اثر پيرى را كه در محاسنت پديد آمده نمىبينى؟ پيرى بيماريى است كه بهبودى ندارد، و مصيبتى است كه كسى بخاطر آن به تو تسليت نمىگويد.
حكيم نورسيدهاى سفيدى موى خود را ديد گفت: آفرين به نتيجه حكمت و گزيده تجربه و لباس تقوا و پرهيزگارى! نوجوانى، پيرى را صدا زد، و از روى تمسخر گفت: آى پشت خميده! اين كمانت را چند خريدى؟ پيرمرد جواب داد: پسرم اگر زنده بمانى بدون پرداخت بهايى، به تو خواهند داد! (٢٤) چه گواراست زندگى اگر زلالش آميخته نبوده و نتيجهاش پيرى نمىبود.
ابن معتزّ گويد: