مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١١٩ - ظلم و ستم
و از آن بزرگوار است: «بدانيد كه ستمكارى سه نوع است: يك نوع ستمى كه قابل بخشش نيست، و ستمى كه فروگذاردنى نيست، و ديگر ستمى كه قابل بخشش است و پىگيرى نمىشود. امّا ستمى كه بخشودنى نيست، شرك به خداى تعالى است، خداوند فرموده است: «ان الله لا يغفر ان يشرك به».
اما ستمى كه قابل گذشت است، ستم كردن انسان به خويشتن است، با ارتكاب بعضى از گناهان (نسبت به خود) و اما ستمى كه فروگذار نمىشود، ستمكارى بعضى از افراد به بعضى ديگر است، مجازات، در آنجا سخت است، نه از نوع زخم با شمشير، و نه از نوع زدن با تازيانه است، بلكه كيفر آنجا طورى است كه همه اينها در برابر آن ناچيزند.» (٩) و از آن گرامى است: «نبايد ستم كسى را كه بر تو ستم مىكند، بزرگ شمارى، زيرا ستمكار به ضرر خود و به سود تو تلاش مىكند.» (١٠) اوس بن شرحبيل در حديث مرفوعى آورده است: هر كس با ستمكارى براى كمك به او، همگام شود، و بداند كه او ستمكار است، به حقيقت از دين اسلام بيرون گشته است.
يكى از بزرگان مىگويد: هر كس براى بقاى عمر ظالمى دعا كند، در حقيقت اظهار علاقه كرده است كه خدا را در روى زمين نافرمانى شود.
يكى از بزرگان مىگويد: هنگامى كه خليفه، ابن هبيره را براى منصب قضاوت خواست، او گفت: من نمىتوانم عهدهدار چنين كارى شوم، آن هم پس از حديثى كه از ابراهيم شنيدم! گفتند: مگر چه حديثى نقل كرده است؟ گفت:
ابراهيم، براى من از علقمه، و او از ابن مسعود نقل كرد كه پيامبر خدا ٦ فرمود:
«هر گاه روز قيامت شود، مناديى فرياد مىزند، كجايند ستمكاران، و كسانى كه آنها را يارى كردهاند، و هم آن كسانى كه به ستمكاران شباهت داشتند، حتى كسى كه براى آنها قلمى سر كرده، و يا دواتى را ليقه نهاده است؟ پس آنان را در تابوتى از آهن مىگذارند و ميان آتش مىاندازند.» (١١)