مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤١٥ - دوستى براى خدا و پيامبر
خلقتش بر چنين شناختى رهنمون است، همان طورى كه امير المؤمنين (ع) در خطبهاى مىفرمايد:
«سپاس خداوندى را سزاست كه با آفريدههايش بر هستى خويش راهنمايى فرموده است، و به وسيله حدوث مخلوقات بر ازليت خود دلالت كرده است، و با شباهت داشتن مخلوقات به يك ديگر، نشان مىدهد، كه چيزى شبيه او نيست، حواس انسانى به كنه ذاتش نرسد، و هيچ پوششى او را پنهان نسازد، براى اينكه فرق است بين آفريدگار و آفريده و بين تعيينكننده حدّ و موجود محدود، و بين پروردگار و پروريده، او خداى يكتاست، نه آن يكى كه در عدد، حساب مىكنند، او آفريدگار است، نه به معناى آفرينش با حركت و زحمت، شنوا و بيناست، نه به وسيله آلت گوش، و نه به وسيله برگرداندن حدقه چشم، او همه جا حاضر است نه به وسيله ديدار، و جداى از موجودات است نه به معنى دورى مسافت، و آشكار است نه با ديدن چشم، و پنهان است، نه به معنى ظريف و لطيف بودن از ديگر موجودات جداست با غلبه و قدرت و توانايى كه بر آنها دارد، و همه چيز از او جدايند، با خضوع و كوچكى كه در برابر او دارند و به سوى او بر مىگردند، كسى كه او را وصف كند، او را محدود ساخته و هر كه او را محدود كند، او را در رديف ديگر موجودات به حساب آورده، و كسى كه او را در رديف موجودات بشمارد، ازليّت او را باطل كرده است، و هر كه بگويد: چگونه است؟
خواسته تا او را وصف كند؟ و هر كس بگويد: كجاست؟ مكانى براى او قرار داده است! او دانا، پروردگار و توانا بوده است، آنگاه كه هيچ معلوم، و پروريده و مقدورى وجود نيافته بوده است (١٠).» به هشام بن حكم گفتند: آفريدگارت را به چه وسيله شناختى؟ گفت: به وسيله خودم زيرا كه من، خود نزديكترين چيز به خودم هستم، توضيح آن كه من خود را اجزايى فراهم آمده و بهم پيوسته مىيابم كه به ظاهر با هم تركيب يافته امّا از نظر ساخت غير هم و بر اساس خط و شكل مختلف پىريزى شدهاند فزونى پس