مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤١٤ - دوستى براى خدا و پيامبر
دوست دارم: فرمود: آماده بلا باش (٧)! در خبر مشهورى آمده است كه حضرت ابراهيم، وقتى كه ملك الموت براى قبض روحش آمده بود فرمود: آيا دوستى را ديدهاى كه دوست خود را بميراند؟ خداوند وحى كرد: آيا تو هم دوستى را ديدهاى كه از ديدن دوستش ناراضى باشد؟ حضرت ابراهيم آنگاه به ملك الموت گفت: هم اكنون روح مرا قبض كن (٨)!، و اين حالت را من نديدهام جز نزد كسانى كه از صميم قلب خدا را دوست دارند. پس اگر كسى بداند كه مرگ وسيله ديدار است، دل بدان سو پرواز مىكند و محبوب ديگرى برايش نخواهد بود تا به او توجه كند.
مرد عربى نزد پيامبر ٦ آمد عرض كرد: يا رسول الله! قيامت چه وقت است؟ فرمود: تو چه وقت آماده قيامتى؟ عرض كرد: نماز و روزه زيادى تهيه نديدهام، جز اينكه خداوند و پيامبرش را دوست دارم، پيامبر خدا ٦ فرمود:
انسان با آنچه دوست دارد محشور مىشود. راوى گويد: مسلمانان را نديدم كه پس از اسلام به چيزى بيش از اين سخن خوشحال شوند (٩).
حسن گويد: هر كه خدا را بشناسد، او را دوست مىدارد، و هر كه دنيا را بشناسد، پارسايى كند و شخص مؤمن، آن قدر به بيهودگى سرگرم نمىشود تا از خدا غافل شود، و هر گاه بينديشد، اندوهگين مىشود. و نقل كردهاند كه حضرت عيسى (ع) به سه نفر گذر كرد كه تنشان لاغر و رنگشان دگرگون شده بود، فرمود:
شما را چه شده است؟ چه مىبينم؟ گفتند: از اشتياق به بهشت اين طور شدهايم.
فرمود: بر خداست كه آنچه اميد داريد، به شما مرحمت كند، و بعد از آنها گذشت و به سه تن ديگر رسيد، كه بيشتر لاغر و رنگ پريده بودند، گويا در چهرههايشان درخششى از نور بود، فرمود: چه رسيده است به شما، چه مىبينم؟ گفتند: ما خدا را دوست داريم، دو مرتبه فرمود: شما مقرّبيد! شما مقرّبيد! بدان- خدا تو را توفيق دهد!- محبّت از طرف دوست خالص نمىشود، مگر اينكه حقيقت حال محبوبش را به خوبى بشناسد، و خداوند متعال با آثار