مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٨٢ - درمان خودخواهى و كسب تواضع
شنوا ساخت، و بعد از آن كه فاقد بينائى بود، بينا كرد، و بعد از ناتوانى، توانمند و پس از نادانى، دانا قرار داد، و اعضاى بدن را با تمام شگفتيها و نشانههاى قدرت، با اينكه از اوّل نداشت، برايش آفريد، و پس از نيازمندى او را بىنياز و بعد از گرسنگى، سيرش كرد، و با اينكه برهنه بود، پوشاند و پس از گمراهى، هدايتش كرد، حال ببين چگونه او را انديشمند ساخته و چگونه به راه راست هدايتش كرده است و از آن طرف طغيان انسان را ببين كه چگونه ناسپاس است، و به نادانيش نگاه كن كه چگونه آشكار كرده و خداوند فرموده است، «آيا نفهميد انسان كه ما او را از نطفهاى آفريديم پس ناگهان او دشمن آشكارا شد (٦).»، «از نشانههاى قدرت اوست كه آفريد شما را از خاك، پس شما انسانيد كه پراكنده مىشويد (٧).» پس به نعمت خدا بر اين انسان نگاه كن كه چگونه او را از آن پستى و ناچيزى و زبونى و پليدى به اين مقام، و بزرگوارى رسانده است، و پس نيستى، هست، و بعد از مرگ، حيات يافته است. و به ذات خود هيچ بوده است. و چه چيز از هيچ پستتر است- سپس به لطف خدا چيزى شده است. او را از خاك پست و نطفه گنديده آفريد، تا پستى ذات او را بشناساند و او بدان وسيله خود را بشناسد، و خداوند نعمت را بر آدمى كامل ساخت تا به وسيله شناخت خود، پروردگارش را بشناسد (٨)، و بدان وسيله از عظمت و جلال او آگاه شود، و بداند كه كبريايى جز او را زيبنده نيست، و از اين رو آدمى را آراسته و استوار ساخت، مىفرمايد: «آيا براى او دو چشم، زبان و دو لب قرار نداديم؟ و به خير و شر آگاهش ساختيم (٩).» اوّل او را توجّه به پستيش داده و فرموده است: «آيا انسان نطفهاى از منى كه ريخته مىشود، نبود؟ و بعد خون بستهاى (١٠)؟» و بعد، منّت خود را يادآور شده و فرموده است: «پس آفريد و استوار ساخت و بعد از آن، دو زوج نر و ماده قرار داد (١١)» تا وجود انسان نسل به نسل باقى بماند، زيرا وجود آدمى از آغاز با اجتماع پيدا نشده است.