مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٣٤ - نكوهش توانگرى و ستايش تنگدستى
يك ديگر را بشارت مىدادند، و مىگفتند: اكنون ما به وعده خود با خدا وفا كرديم اين چنين حال و وصف پيشينيان، و اوصاف ايشان پيش از اينها بود، تو را به خدا آيا تو نيز چنينى؟ و احوال تو را نيز اى فريب دنيا خورده، خواهيم گفت: آرى تو هنگام بىنيازى، سركش، و در ناخوشى و سختى، حيران، و در وقت خوشى، شادمانى، از شكرگزارى ولى نعمت، غافل و بهنگام تنگدستى نااميد، و در وقت گرفتارى، خشمگينى، تنگدستى را دوست ندارى، و از بىچيزى ناراحتى، در صورتى كه همان مايه افتخار پيامبران است و تو از آنچه باعث فخر آنها است برحذرى، مال را از ترس فقر، جمع مىكنى و آن را اندوخته مىسازى، همه اينها دليل بدگمانى به خدا و باور نداشتن تو بر اين كه او ضامن روزى است. و همين گناه تو را بس است! و شايد تو مال دنيا را به خاطر نعمتها، خوشيها، شهوتها و لذّتها جمع مىكنى! شنيدهايم كه پيامبر خدا ٦ فرمود: بدهاى امّتم كسانى هستند كه در نعمت بسر برند و در نعمت رشد كنند (٣).
يكى از اهل حكمت مىگويد: روز قيامت گروهى بيايند و بپرسند: كو حسنات ما؟ در پاسخ بگويند: آيا شما در زندگى دنياتان، از خوشيها خوددارى كرديد؟ در صورتى كه برخوردار بوده، و در غفلت به سر مىبرديد، اكنون از نعمت آخرت به دليل نعمت دنيا محروميد، پس چه حسرت و مصيبت بزرگى است! آرى شايد تو مال را براى فخرفروشى و برترىجويى، و آرايش و افتخار در دنيا جمع كنى! گويند: هر كس در پى دنيا باشد به خاطر اينكه به رخ ديگران بكشد و فخرفروشى كند، خدا را ملاقات كند در حالى كه از او خشمگين است، تو وقتى كه مال و جاهت را به رخ ديگران مىكشى از خشم خدا باكى ندارى، و شايد، در دنيا بودن براى تو محبوبتر از رفتن به جوار رحمت حق است، تو از ديدار خدا ناراضى، خداوند هم از ديدن تو ناراضىتر است و تو در غفلتى! شايد تو به خاطر از