مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٣٢ - نكوهش توانگرى و ستايش تنگدستى
واى بر تو اى كسى كه به ثروت عبد الرحمن عوف با حيله شيطان، گول خوردهاى، و چه كسى به تو گفته است كه مال عبد الرحمن شايسته و خوب بوده است؟! مىگويند: وقتى كه عبد الرّحمن از دنيا رفت، گروهى از اصحاب پيامبر خدا گفتند: ما به خاطر ارثيهاى كه عبد الرّحمن از خود به جا گذاشت در باره او خائفيم! كعب گفت: چرا خائفيد در صورتى كه او از راه حلال به دست آورد و در راه حلال صرف كرد و از خود ارثيه حلال به جا گذاشت! اين سخن به گوش ابو ذر- خدايش بيامرزد- رسيد، با حالت خشم از خانه- به قصد ديدار كعب- بيرون رفت، استخوان شكسته شترى پيدا كرد و آن را به دست گرفت و به جستجوى كعب رفت. به كعب گفتند: ابو ذر در پى تو است، كعب وقتى كه شنيد، فرار كرد و خودش را به عثمان رساند، وقتى كه وارد بر عثمان شد، از ترس پشت سر عثمان نشسته بود، كه ابو ذر رسيد، فرمود: هى يهودى زاده، تو گمان كردهاى كه مالى كه عبد الرحمن به جا گذاشته است، اشكالى ندارد! در صورتى كه رسول خدا ٦ به احد مىرفت و من در خدمت آن بزرگوار بودم، فرمود: اى ابو ذر! عرض كردم:
لبيك يا رسول اللَّه، فرمود: آنها كه در دنيا زياد دارند در آخرت كم دارند، مگر كسانى كه از راست، چپ، جلو، عقب، چنين و چنان گويند، كه آنان بسيار اندكند، آنگاه فرمود: ابو ذر! عرض كردم: آرى يا رسول الله ٦ پدر و مادرم فدايت. فرمود: من چقدر مسرورم كه به مقدار احد مال داشتم، همه را در راه خدا انفاق مىكردم و بعد مىمردم، و روز مردنم حتّى دو قيراط از آنها را به جا نمىگذاشتم! سپس فرمود: اى ابو ذر تو زياد را خواهانى و من اندك را (٢)! اين بود خواست پيامبر ٦. آن وقت تو يهودى زاده مىگويى، باكى ندارد، عبد الرّحمن آنچه از مال دنيا بجا گذاشته است! دروغ مىگويى و هر كس به تو اين حرف را آموخته است او نيز دروغگو است. و كعب كلمهاى در جواب او نگفت، تا ابو ذر رفت! و هر وقت تصوّر كردى كه به دست آوردن مال حلال بهتر و بالاتر از رها