مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٦٤ - سرزنش ديگران
يا در دل دشتى از اين دشتها نماز را بپا مىدارد، و زكات مىدهد، و پروردگار را عبادت مىكند، تا به مرحله يقين برسد.» (٩٧) عايشه بهنگام مرگ، جزع و بىتابى مىكرد، از علّت آن پرسيدند، جواب داد: روز جمل به صورت عقدهاى راه گلويم را گرفته است! پيامبر ٦ فرمود: «نابودى و پايان دنيا در نزد خداوند سهلتر از ريختن خون مسلمان است.» (٩٨) نيز پيامبر ٦ فرمود: «براى فريبكار روز قيامت پرچمى نصب مىشود و به او گفته مىشود: اين است فريبكارى فلانى!» (٩٩) پيامبر ٦ بر مردى گذشت كه غذايى را مىفروخت، از او پرسيد:
چگونه مىفروشى؟ او پيامبر را مطلع ساخت، پس خداوند وحى كرد تا دست مباركش را داخل آن ظرف غذا كند، پس آن حضرت دست خود را داخل ظرف كرد، ناگاه آميخته به آب بود، آنگاه پيامبر ٦ فرمود: از ما نيست كسى كه در معامله غش زند! (١٠٠) مردى به عمرو بن عبيد گفت: اسوارى همواره تو را ياد مىكند و مىگويد:
او گمراه است، عمرو گفت: به خدا قسم تو نه حق همنشينى او را رعايت كردى، در اين كه سخنش را براى من نقل كردى و نه حق مرا رعايت كردى، در اينكه از برادرم چيزى را كه باعث ناراحتى من شد به من نقل كردى، زيرا مرگ همه ما را فرا مىگيرد، و در رستاخيز همه حاضر مىشويم، و در قيامت همه جمع مىشويم و خداوند بين ما حكم مىكند، هر كس، از كسى سخن چينى كند، از تو نيز نزد ديگران سخن چينى خواهد كرد.
سخن چينى از مردى نزد اسكندر سخن چينى كرد، اسكندر گفت: ما يلى كه اين حرفها را از تو، و آنچه را هم او در باره تو گفته است بپذيرم؟ آن مرد گفت: نه. اسكندر گفت: پس از شرّ و بدخواهى خود دست بردار، تا او نيز دست بردارد!