مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤٤٨ - محاسبه نفس
اى نفس! آيا تو نمىدانى كه سپاه مرگ بر در شهر ايستاده منتظر رفتن تو است، و تمام افراد سپاه با سوگندهاى مؤكد عهد كردهاند كه از جاى خود حركت نكنند تا تو را با خود ببرند؟
اى نفس! آيا نمىدانى كه مردم آرزو دارند كه روزى به دنيا برگردند تا آنچه از دستشان رفته جبران كنند، و تو هم اكنون از آن مردم آرزومندى؟ و يك روز از روزهاى عمر را اگر به بهاى تمام دنيا مىفروختند البتّه آنها اگر مىتوانستند مىخريدند! تو اوقات عمر را در غفلت و بيهودگى تباه مىسازى! واى بر تو اى نفس! آيا شرم نمىكنى كه ظاهر خود را براى مردم آراسته مىكنى در صورتى كه در نهان با انجام گناهان كبيره با خدا مىستيزى؟ از مردم حيا مىكنى و از آفريدگار خجالت نمىكشى؟ آيا او از همه ناظران بر تو، پستتر است؟! آيا تو مردم را به نيكى دستور مىدهى و خود آلوده به كارهاى بدى؟
ديگران را به نيكى دعوت مىكنى و خود از نيكى فرار مىكنى؟ و مردم را به ياد خدا مىاندازى و خود از خدا فراموش كردهاى؟
اى نفس! آيا نمىدانى كه گنهكار بدبوتر از نجاست است، و البتّه نجاست چيز ديگرى را پاك نمىسازد امّا تو چرا به فكر پاك ساختن ديگرانى در صورتى كه خود ناپاكى؟
واى بر تو! اى نفس اگر تو خود را به خوبى مىشناختى، آن وقت اين احتمال را مىدادى كه تمام گرفتاريهاى مردم از بد يمنى تو است.
واى بر تو اى نفس! تو خود را خر ابليس ساختهاى كه تو را به هر جا بخواهد مىراند و تو را مسخره مىكند، با اين همه چگونه با گناهان فراوانت به عمل خود مغرورى؟ واى بر تو اى نفس! چقدر وقيحى! واى بر تو چقدر نادانى! واى بر تو چه باعث جرأت تو بر گناه شده است؟ واى بر تو چه پيمانها كه مىبندى و پيمانشكنى مىكنى! واى بر تو چه عهدها كه مىكنى و بعد مكر مىكنى! واى بر تو اى