مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٤٥ - سرزنش ديگران
است مرا كافى است و راضى شد.
حسن و وهب نقل كردهاند كه: فرشتگان در زمان حضرت ادريس، براى هدايت و اصلاح مردم آن زمان، با مردم مصافحه مىكردند و سخن مىگفتند، تا اينكه در زمان حضرت نوح اين رابطه قطع شد.
ابو هريره در حديث مرفوعى نقل مىكند: هيچ كسى نيست كه از خانهاش بيرون رود مگر اينكه در خانهاش دو پرچم برافراشته است: يكى به دست فرشته و ديگرى به دست شيطان، پس اگر به دنبال فرمان خدا برود، آن فرشته با پرچمش در پى او مىرود تا وقتى كه به خانهاش برمىگردد، اما اگر در پى كارى بيرون رود كه رضاى خدا در آن نباشد، شيطان با پرچم خود او را دنبال كند، و همواره زير پرچم شيطان خواهد بود تا وقتى كه به خانهاش برمىگردد.
پيامبر خدا ٦ فرمود: «هيچ كسى صدقهاى نمىپردازد، مگر اينكه هفتاد شيطان را از خود دور مىسازد.» (٥٥) مردى به فضل بن مروان گفت: فلانى به تو بدبين است، گفت: البته از دست آن كه ويرا به چنين كارى واداشته است خشمناكم، خداوند من و او را بيامرزد، گفتند: چه كسى او را وادار كرده است؟ گفت: شيطان.
امير المؤمنين (ع): «در شكم مادرت به حالت جنينى مىجنبيدى، نه از جايى خبر داشتى و نه صدايى را مىشنيدى، و بعد تو را از جايگاهت به سرايى آوردند كه قبلا نديده بودى، و راههاى سود بخشش را نمىشناختى، پس چه كسى تو را راهنمايى كرد تا از پستان مادرت شير بمكى؟ و در هنگام ضرورت توان حركت به سمت موارد نيازت را داد.» (٥٦) از امير مؤمنان (ع) در حديث مرفوعى كه خداوند مىفرمايد: «اى فرزند آدم، نسبت به من بىانصافى مىكنى، آيا دوست دارى كه نعمتهاى خود را مورد محبّت تو قرار دهم، و تو با گناهانت نافرمانى مرا بكنى، خير و خوبى من به تو فرو مىريزد، و شرّ و بدى تو به طرف من بيايد؟ همواره فرشتهاى بزرگوار- هر شب و