مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٥٠٠ - علت آرزوى دراز و درمان آن
علّت آرزوى دراز و درمان آن
بدان كه طول امل دو علت دارد: يكى نادانى و ديگرى دنيا دوستى، اما دنيا دوستى چنين است كه وقتى انسان با دنيا و شهوتها و لذّتها و دلبستگيهاى دنيا انس گرفت، جدايى از آنها بر دلش سنگينى مىكند و قلبش از ياد مرگ سرباز مىزند همان مرگى كه سبب جدايى از دنياست، و هر چه را كه انسان خوش نداشته باشد پس مىزند، و آدمى با آرمانهاى بيهوده همواره چيزى را آرزو مىكند كه مطابق ميل اوست و بقاى در دنيا مطابق خواست اوست، پس همواره چنان مىپندارد، و دار دنيا را بقا تصور كرده در پيرامون وسايل دنيا و آنچه از مال، خانواده، منزل، دوستان و وسيله سوارى و ديگر وسايل مورد نياز، مىانديشد، پس دلش بر اين انديشه متمركز شده و از ياد مرگ باز مىماند و هرگز به آن نزديك نمىشود، و اگر گاهى بر قلبش جريان مرگ و نياز به آمادگى براى مرگ خطور كند، امروز و فردا مىكند و خود را به آينده وعده مىدهد و مىگويد: هنوز روزها در پيش دارى، بزرگ مىشوى و توبه مىكنى، وقتى هم كه بزرگ مىشود مىگويد: تا پير شوى! و وقتى كه پير شد مىگويد: وقتى كه از ساختن اين سرا و عمارت، اين زمين و باغ خلاص شوم و از اين سفر باز گردم، و يا از دامادى و عروسى اين فرزندم و جهازيه او فارغ شوم، و براى او خانهاى تهيه كنم، و از ستيز فلان دشمن كه با من درگير است رها شوم! همواره امروز و فردا هى به تأخير مىاندازد، هنوز وارد يك كارى نشده است و سرگرم پايان دادن آن است كه ده