مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤٦ - احاديث و مواعظ متفرقه
است كه پيروان مذهب جبر معتقدند كه: همان طورى كه رنگها جداى از محلّ و موضع رنگ قابل رؤيتند همچنين خداوند را مىشود ديد امّا نه در جهتى از جهات، اين نظر همان نظر غلطى است كه باعث علم به جواز رؤيت خدا شده است، و امّا بيان اين مطلب كه انديشه صحيح باعث جهل مىشود، همان مطلبى است كه معتزله مىگويند: خداوند حكيم است، و شخص حكيم كار زشت نمىكند، و چون فساد و كفر دو عمل قبيحند پس خداوند اينها را خلق نكرده است و همچنين ساير گناهان و اعمال خلاف را نيافريده است و اين يك نظر درستى است كه باعث جهل مىشود.
معتزله معتقدند چون مردم بطور معمول آنچه ديدند اين بوده است كه خداى حكيم كارى را كه ضرر آنى و يا زيانى در آينده داشته باشد انجام نمىدهد، بنا بر اين اعتقاد يافتهاند كه موسوم شدن خدا به حكيم همين است، در صورتى كه چنين نيست، معناى حكيم بودن خدا آن است كه آنچه را بخواهد انجام مىدهد، و بر آنچه اراده كند فرمان مىدهد، به خدا سوگند كه اين عقيده آنها را نسبت به حق كور و كر كرده است، بلكه معناى اينكه خداوند آنچه را بخواهد انجام مىدهد آن است كه او قادر توانايى است كه از انجام هيچ كارى عاجز نيست و هيچ چيز در برابر او مانع نمىشود و معنى آن كه او هر چه اراده كند فرمان مىدهد آن است كه هر چه را حكمت او بپسندد و اقتضا كند حكم مىكند، و حكمت او بر انجام كار نيك و ترك كار بد اقتضا دارد و شأن حكيم هم همين است كه جز كار روا انجام ندهد، خداوند از آنچه ستمگران مىگويند برتر و بالاتر است.
از كتاب «الغريبين» هروى، در حديثى از على (ع) نقل كردهاند: «ما را حقى است كه اگر به ما باز دهند، مىگيريم، و اگر ندهند، ما به آخرين قسمت پشت شتر سوار مىشويم، هر چند كه سير شبانه به درازا كشد (١٣٧).» (قتيبى گويد: اعجاز الابل، يعنى: انتهاى پشت شتر اعجاز جمع عجز، يعنى: مركب سوارى ناهموار.) و معناى جمله چنين مىشود: اگر مانع حق ما