مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤٤١ - محاسبه نفس
گرداند، اگر در باطن اين طور فكر كنى تو چقدر كافر و جاهلى! آيا نمىانديشى كه خداوند تو را از چه چيز آفريده؟ از نطفهاى آفريده و بعد در اندازهاى مقرر داشته، سپس راه را بر تو آسان گردانيد. و آنگاه بميراند و در قبر قرارت دهد (٣١). آيا تو خدا را در باره اين فرمودهاش- هر گاه اراده كند تو را زنده مىكند- تكذيب مىكنى (٣٢)؟ و اگر او را تكذيب نمىكنى پس چرا باكت نيست، و اگر يك نفر يهودى و يا نصرانى به تو بگويد: كه همين غذاى بسيار خوشمزهات باعث زيان و بيمارى تو است، البتّه باور مىكنى و خوددارى كرده و مبارزه با نفس مىكنى، آيا سخن پيامبران كه پشتوانه عصمت و معجزه هم دارند و هم چنين سخن خدا در كتابهاى آسمانى پيش تو كم ارزشتر و كماثرتر از سخن يك يهودى است كه از روى حدس و تخمين و گمان، با نقص عقل و كاستى علم، حرف مىزند؟ عجب اين است كه اگر كودكى به تو خبر دهد كه عقربى ميان لباسهايت وارد شد، فورى لباسهايت را دور مىاندازى، بدون اين كه از او دليل و برهان بخواهى! آيا سخن انبياء، دانشمندان و حكما در نزد تو از قول يك كودك كه در زمره نادانان بشمار مىرود كمتر است؟ و يا حرارت آتش جهنم و سختيها و زقومهاى جهنم و وعدههايى كه خداوند در جهنم داده است، نزد تو از يك عقرب ناچيزتر است؟ در صورتى كه درد گزيدن عقرب را يك روز و يا كمتر احساس مىكنى. اين روش و رفتار عقلا نيست، بلكه اگر اين حالت تو براى چهارپايان معلوم شود به تو و به عقل تو مىخندند! اى نفس اگر تو تمام اينها را مىدانى و باور دارى پس چرا در مقام عمل امروز و فردا مىكنى در صورتى كه مرگ در كمين تو است؟ و شايد يكباره بدون اين كه مهلتى در باره فرارسيدن مرگ داشته باشى، تو را بربايد؟! فرض كن به تو وعده فرصت صد ساله هم دادهاند، آيا تو گمان مىبرى آن كه به حيوانى در سراشيبى گردنه خوراك مىدهد، رستگار مىشود و مىتواند آن گردنه را به وسيله آن حيوان طى كند؟ اگر چنين گمانى داشته باشى، چقدر نادانى! آيا ديدهاى كسى بخواهد در ديار غربت تحصيل كند، و سالها در آنجا