مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤٣٩ - محاسبه نفس
كه از همه مردم نادانتر و احمقترى، آيا نمىدانى كه بهشت و جهنم پيش روى تو است و تو بزودى به يكى از آنها مىانجامى، پس چطور، خوشحال، خندان و به بيهودهكارى مشغولى، تويى كه هدف اين همه خطرات بزرگى! و شايد تو امروز و يا فردا به شدّت مؤاخذه شوى، به نظر مىرسد كه تو مرگ را دور مىبينى و خداوند آن را نزديك مىبيند، آيا نمىدانى كه هر چه در آينده خواهد شد، نزديك است، و دور، آن چيزى است كه نخواهد آمد، آيا تو نمىدانى كه مرگ ناگهان بدون اين كه پيكى بفرستد، و بدون قرار و مقدمه، فرا مىرسد؟ اين طور نيست كه زمستان بيايد نه تابستان، و يا تابستان بيايد نه زمستان، و يا در روز، نه در شب، و يا در شب، نه در روز، فرا رسد؟ در كودكى نيايد، در جوانى بيايد، يا در جوانى نيايد، در كودكى بيايد؟ بلكه در هر لحظهاى از عمرت ممكن است مرگ ناگهان فرا رسد، و اگر مرگ ناگهانى هم نرسد، بيمارى ناگهانى ممكن است برسد و بعد همان بيمارى منجر به مرگ شود! پس چرا تو براى مرگ كه از هر نزديكى به تو نزديكتر است، آماده نمىشوى؟ آيا در باره اين آيه مباركه نمىانديشى؟:
«مردمان را حسابشان نزديك شد در حالى كه ايشان در بىخبرى اعراضكنندگانند، هيچ پندى تازه از جانب پروردگارشان نيامد مگر اينكه شنيدند آن را و در حال بازى بودند، دلهاشان در غفلت است (٢٨) ...» واى بر تو اى نفس اگر گستاخى تو بر نافرمانى خدا به خاطر اعتقادى است كه؛ خدا تو را نمىبيند، پس چقدر تو كافرى! و اگر با علم بر اين است كه خدا مطلع از كار تو است پس چقدر و قيح و كم شرمى! واى بر تو اى نفس، اگر بردهاى از بردگان بلكه برادرى از برادرانت در جلو روى تو كار ناپسندى انجام دهد، چگونه بر او خشم مىگيرى و غضبناك مىشوى! پس با چه جراتى خود را در معرض خشم و غضب و مجازات شديد خدا قرار مىدهى؟ آيا تو گمان مىبرى كه تاب و طاقت عذاب الهى را دارى؟ هيهات، خود ترا بيازماى! اگر ديدى نفست مانع از انديشيدن در باره كيفر شديد الهى است، پس خود را يك ساعت در مقابل آفتاب داغ و يا در داخل حمام