مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٢٦٢ - نكوهش دنيا
در نتيجه نه دينمان باقى مىماند و نه آنچه را كه اصلاح كردهايم.
پس خوشا به حال آن بندهاى كه خداوند را پروردگار خود دانسته، و دنياى خود را نثار راه آن چيزى كند كه آن را در پيش رو و انتظار دارد. (٢٨) و نيز گويد:
من طالب دنيا را هر چند كه عمر درازى كرده باشد، مىبينم.
در حالى كه از دنيا به شاديها و نعمتها دست يافته است.
همچون كسى كه ساختمانى را بنا كرده و آن را به آخر رسانده است.
امّا همين كه ساختمان كامل شد، يكباره از هم فرو ريزد! (٢٩) ديگرى گويد:
علاقه به دنيا تو را دعوت به امنيّت و آرامش مىكند، آيا سرانجام تو نبايد از آنجا نقل مكان كنى؟
دنياى تو چيزى جز سايه نيست، كه تو را سايه افكند و آنگاه نداى حركت در دهد! (٣٠) لقمان به پسرش گفت: پسرم! دنيايت را به آخرت خود بفروش تا هر دو را در اين معامله سود ببرى! و آخرتت را به دنيا مفروش كه هر دو را ضرر خواهى كرد و از دست خواهى داد.
ديگرى مىگويد: به پادشاهان و زندگى خوش و لباسهاى نرم آنها نگاه نكن بلكه به انتقال سريع آنها از دنيا و سرانجام ناگوار آنان نگاه كن! ابن عباس- خدايش راضى باد- مىگويد: خداوند دنيا را سه بخش قرار داده است: بخشى براى مؤمن و بخشى براى منافق و بخش ديگر براى كافر، اما مؤمن از دنيا توشه بر مىدارد، منافق آن را مىآرايد و كافر از دنيا كامروايى مىكند.
يكى از بزرگان مىگويد: دنيا مردارى است، هر كه چيزى از آن