مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٤٨ - احاديث و مواعظ متفرقه
در حديثى از عمر آمده است: «إذا ائتمن أذى و اذا أشفى ورع» يعنى: اگر به او امانتى بسپارند، از قبول امانت آزرده شود، و هر گاه إشراف بر مال دنيا پيدا كند، خوددارى كند، و يا اگر مشرف بر معصيت شود، پرهيز كند. [كه در اينجا هم، إشفاء بمعنى إشراف آمده است.] از اين قبيل است، حديث: «لا تنظروا الى صوم الرّجل و صلاته و لكن انظروا الى ورعه اذا أشفى يريد اذا اشرف على الدّنيا» (١٤١) كه مقصود از «أشفى» اشراف بر دنيا يافتن است.
در حديثى از عمر است كه وى از حج تمتّع منع كرد و گفت: مىدانم كه پيامبر ٦ خود حج تمتع را به جا آورده است امّا روا نديدم كه مردان با همسران خود رابطه زناشوئى را از دست دهند! و اين تخفيفى براى آنهاست.
و در سخنى از ابن مسيّب آمده است: خدا عمر را بيامرزد! اگر از متعه كردن نهى نكرده بود، هر آينه مردم آن را وسيله زنا قرار مىدادند. يعنى بهانهاى مرموز براى زنا.
در حديث است كه او بر حمزه سجده مىكرد، يعنى سجّادهاى از حصير يا ليف خرما و به اندازهاى بود كه شخصى موقع سجده صورت روى آن بگذارد.
در حديث آمده است كه پيامبر ٦ به زنان خود مىگفت: «كاش مىدانستم كدام يك از شما صاحب شتر پركركيد، كه سگهاى حوأب بر او پارس مىكنند. (١٤٢)» بعضى گفتهاند كلمه «عسى: اميدوارى» از طرف خدا به معنى واجب است، از آنرو كه اميد و وعده مرحمت از شخص بزرگوار وعده حتمى است، و اميدوار كردن عبارت از رجحان يكى از دو كار بر ديگرى بدون وجود دليل بر برابرى دو طرف در جواز هر دو، و بيرون شدن كلمه «عسى» در اين صورت از معناى ترديد و شك مانند بيرون شدن آن، در گفتار آن گويندهاى است كه مىگويد: از امر و نهى خداوند اطاعت كن، اميد است كه به خاطر اطاعتت رستگار شوى.
[كه اين اميد، به معنى حتم و قطع است.]