مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٥٣٤ - نفخه صور
پروردگارشان مىشتابند، گويند: واى بر ما چه كسى ما را از خوابگاهمان برانگيخت؟ اين است آنچه وعده داده بود خداى بخشنده و فرستادگان خدا راست گفتند (٧)!» و اگر در برابر مردگان هيچ چيز جز همين ترس نفخه صور نباشد، سزاوار است كه انسان بترسد، زيرا يك نفخه و نعرهاى است كه تمام اهل آسمانها و زمين از خود بيخود مىشوند، يعنى جز كسانى را كه خواست خداست، همه مىميرند! و از آن روست كه پيامبر خدا ٦ فرموده است: چگونه من در آسايش و نعمت بسر ببرم كه صاحب صور [حضرت اسرافيل] آن شيپور مخصوص را به دست گرفته و روى انگشتان نشسته و گوش فرا داده است تا فرمان برسد و او در صور بدمد. (٨) گويند: صور همان بوق است، توضيح آن كه اسرافيل دهانش را بر آن صور كه به گونه بوقى است و بر آن دايرهاى كه بر سر آن است و به اندازه پهناى آسمانها و زمين است، قرار داده و چشم به طرف عرش خدا دوخته و منتظر است تا فرمان برسد و نخستين نفخه را بدمد، و هنگامى كه مىدمد تمام كسانى كه در آسمانها و زمينند از خود بىخود مىشوند، يعنى همه جانداران از شدّت ترس مىميرند جز آن كسانى كه خداوند خواسته است، و بعد، پس از نفخه نخست، مردم، چهل سال در عالم برزخ مىمانند، آنگاه خداوند اسرافيل را زنده مىكند، و او را مأمور مىسازد تا دوّمين بار بدمد و اين است معناى آيه مباركه: «... سپس بار ديگر در صور دميده شود، پس ناگاه ايشان بپاخاسته مىنگرند (٩)» روى پاهايشان برخاسته به صحنه قيامت مىنگرند.
پيامبر خدا ٦ فرمود: وقتى كه صاحب صور [اسرافيل] مبعوث مىشود، پس صور را به طرف دهانش گرفته و يك پا جلو و پاى ديگر عقب گذاشته منتظر فرمان خدا براى دميدن در صور است. هان از آن دميدن بترسيد، و در باره مردم و خوارى و ذلّت و بيچارگيشان موقع برانگيختن، از ترس اين بيهوشى و به خاطر انتظارى كه مىكشند كه آيا به سعادت آنها و يا به شقاوتشان حكم خواهد