مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٨٤ - درمان خودخواهى و كسب تواضع
از هم پاشيده شود و در داخل بدن كرمها به صورت فضولات در آمده مردارى شود كه هر جاندارى از آن كنارهگيرى كرده و هر انسانى آن را پليد شمرد و به خاطر بدبوئيش از آن فرار كند، و بهترين حالاتش آن است كه به وضع سابق برگردد و خاك شود و پس از اينكه موجودى بوده است، دوباره مفقود گردد، و طورى شود- همان طورى كه در آغاز كار زمانى دراز بوده است- كه گويى ديروز چيزى به حساب نمىآمد، و كاش همان طور بماند، و چه قدر خوب بود كه به صورت خاك رها مىشد، بلكه او را- پس از مدّتى گرفتارى- زنده مىكنند، تا به گرفتارى سختترى دچار شود، پس از بهم پيوستن اعضا و اجزاى پراكندهاش، از قبر بيرون، و رو به هول و هراسهاى قيامت مىرود، مىبيند قيامت برپاست، و آسمان درهم ريخته و شكافته و زمين دگرگون شده، و آتش جهنم شعلهور، گنهكار به بهشت مىنگرد و حسرت مىخورد، و نامههاى اعمال را گشوده مىبيند، و به او مىگويند:
نامه عملت را بخوان! مىگويد: چه بخوانم؟ گفته مىشود، اين همان نامهاى است كه دو فرشتهاى كه مراقب تو بودند و در زندگيت بر تو گمارده شده بودند نوشتهاند- تو دلخوش به زندگى و در غرور نعمتهاى آن و مفتخر به وسايل آن بسر مىبردى- آنچه حرف مىزدى يا انجام مىدادى، كم و بيش، ناچيز و ناچيزتر، خوردن، آشاميدن، برخاستن و نشستن، همه را مىنوشتند، تو فراموش كردهاى اما خداوند آنها را ضبط كرده است، اكنون پاى حساب بيا! و آماده پاسخگويى باش! و يا به سمت خانه عذاب رانده مىشوى، از ترس اين سخن- پيش از اينكه نامه عملش گشوده شود و بدبختيهاى آنجا را ببيند- رشته قلبش بريده مىشود! اما وقتى كه نامه عملش را مىبيند، مىگويد: «واى بر ما، چيست اين نامه را كه هيچ گناه كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته است مگر اينكه بر شمرده است (١٤).» و اين است سرانجام كار انسان! و همين است فرموده خدا: «پس چون خواهد او را زنده گرداند (١٥).» پس كسى را كه حالش اين است چه كار به تكبّر، بلكه او را چه يك لحظه خوشحالى تا چه رسد به خودپرستى و خود بزرگ بينى! اگر بنده