مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٣٨٦ - درمان خودخواهى و كسب تواضع
عربى كه بر خدا و رسولش تكبّر مىورزيدند مأمور شدند تا ايمان داشته باشند و هم نماز بخوانند، و به نماز، ستون دين، گفتند، و در نماز اسرارى است كه به خاطر آنها ستون است، كه از آن جمله تواضع در حال ايستاده، ركوع و سجود است، عربها در قديم از خم شدن عار داشتند، و اين طور بودند كه اگر از دست يكى تازيانه مىافتاد، خم نمىشد تا آن را بردارد! و بند كفش كسى پاره مىشد، سرش را خم نمىكرد تا آن را ببندد، و چون سجده در نظر آنها نهايت ذلّت و خوارى بود، و كودكان [از اوّل تكليف] مأمور به سجده شدند، تا بدان وسيله خودخواهيشان بريزد و كبرشان از بين برود، و تواضع در دلشان جايگزين شود، و ساير مردم نيز مأمور به سجده شدند، زيرا ركوع و سجود و سر پا ايستادن عملى است كه تواضع را مىطلبد، و از اين رو كسى كه خود را بشناسد بايد به كارهايى كه باعث خودخواهى اوست نگاه كند و خلاف آنها را انجام دهد تا تواضع برايش به صورت عادت درآيد، زيرا دلها جز به وسيله علم و عمل به اخلاق پسنديده خو نمىگيرند، و از جمله چيزهايى كه مانع خودخواهى مىشود، آگاهى از دردها و بيماريهايى است كه انسان به آنها دچار مىشود، و براستى اگر عضلهاى از عضلات دستش درد كند، ناتوانتر از هر ناتوان و خوارتر از هر خوارى مىشود، و اگر مگس چيزى از او بربايد، قادر بر باز گرفتن آن نخواهد بود، و اگر كنهاى وارد بينى او شود و يا مورچهاى داخل گوش او بشود، او را از پا درمىآورد. و اگر خارى به پاى او فرو رود، او را ناتوان مىكند، و تب يك روزه آن قدر نيروى او را مىكاهد كه تا مدّتى قابل جبران نيست! حال كسى كه طاقت خارى را ندارد و در برابر كنهاى مقاومت نمىكند، و مگسى را از خود نمىتواند براند، سزاوار نيست كه به نيرومندى خود ببالد. و آن كسى هم كه مىبيند فاسقى بر او تكبّر مىورزد، شايسته نيست كه بگويد: اين شخص از من گنهكارتر است، زيرا گناهان قلبى از قبيل خودبينى، حسد، ريا، فريبكارى، وسوسه، همه اينها در نزد خدا بد است، و بسا كه در باطن تو گناهان خفى صورت گرفته و تو در نزد خدا مبغوض گشتهاى،