مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٦٣ - سرزنش ديگران
خدايند مادامى كه قاريانشان نزد فرمانروايان چاپلوسى نكردند و عالمانشان با تبهكاران سازش نكنند، كه خوبانشان، به بدان متمايل نشوند، و هر گاه چنين باشند، خداوند لطف خود را از آنان سلب مىكند، و بعد ستمگران بر آنها مسلّط مىگردند، و بدترين ستم را بر آنها روا مىدارند و پس از آن، بيچارگى و تهى دستى را برايشان مقرّر مىكند.» (٩٥) هر گاه قارى قرآنى را ديدى كه به دربار شاه پناه مىبرد، بدان كه او دزد است، و مبادا فريب بخورى! او مىگويد: قصدش رفع ظلم و دفاع از مظلوم است، و اين خود فريب شيطان است كه از آن دامى ساخته و خواندن قرآن را نردبانى براى هدف شوم خود قرار داده است! حضرت عيسى (ع) مىگويد: مثل علما سوء مانند تخته سنگى است كه بر دهانه نهرى قرار داده باشند، نه خود آب مىنوشد و نه مىگذارد تا آب به زراعت برسد.
مأمون از حاضران در مجلس راجع به منافقان، ليلة العقبه پرسيد، جوابهاى مختلفى دادند، در آن ميان احمد بن ابى داود وارد شد، و آنها را يكى يكى با نام، كنيه و نسبشان برشمرد، مأمون گفت: هر گاه مردم بخواهند مجلس با فضيلتى داشته باشند با مثل احمد بن داود، همنشين شوند.
هر كس از آنچه ترسناك است [عذاب آخرت] آگاه باشد، دورى كردنش از آنچه نهى شده [محرمات الهى] آسان خواهد بود.
امام صادق (ع) مىفرمايد: «بر عالم لازم است كه موقع تعليم درشتى نكند، و اگر ديگران چيزى به او آموختند ننگ نداشته باشد.» (٩٦) پيامبر ٦ فرمود: «از بهترين زندگيها زندگى آن مردى است كه لجام مركبش در راه خدا به دست گرفته، روى زمين محكمى مىرود. هر گاه صداى سهمگين دشمن را مىشنود، به جانب او مىشتابد، به قصد كشتن وى، در حالى كه احتمال مرگ خود را نيز مىدهد، و يا آن مردى كه در قلّه كوهى، از اين قلهها و