مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٢٥ - سرزنش ديگران
سرزنش ديگران
انس مىگويد: من ده سال در مدينه خدمتگزار پيامبر ٦ بودم، و من پسر بچهاى بودم، تمام كارهايم آن طور نبود كه آقايم مىخواست، امّا هرگز به من افّ نگفت، و نگفت چرا اين كار را كردى، و بايد اين كار را بكنى.
و از پيامبر ٦ نقل كردهاند: «هر گاه خدمتگزارى مرتكب زنا شد، بايد حد زنا را در باره او جارى كنند امّا حق ندارند او را ناسزا بگويند.» (١) يكى از بزرگان مىگويد: در مسافرت همراه مردى اعرابى بودم، همين كه به يكى از بركههاى آب رسيديم، با پسر عموى آن مرد، روبرو شديم، با هم معانقه كردند، و در كنار آنها پيرمرد افتادهاى از همان قبيله ايستاده بود، خطاب به آنها كرد و گفت: خوش زندگى كنيد، سرزنش به يك ديگر باعث ارتكاب گناه است، و ارتكاب گناه باعث دشمنى و دشمنى باعث كينه، و چيزى كه نتيجهاش كينه باشد خيرى در آن نيست.
از احنف نقل كردهاند: به عمويم، صعصعه از درد شكم شكايت كردم، مرا منع كرد، آنگاه فرمود: برادر زاده، هر گاه به تو گرفتاريى رو آورد، نزد كسى شكايت نكن، زيرا مردم دو دستهاند، يك دسته، دوستند، ناراحت مىشوند و يك دسته دشمنند، خوشحال! آنچه را كه درگير آن هستى نبايد نزد مخلوقى مثل خودت شكايت كنى كه او قادر نيست از خودش چنان گرفتارى را دفع كند، بلكه نزد كسى شكايت كن كه تو را مبتلا كرده است، زيرا او قادر است تا