مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٨٨ - شرح حال بدكاران و تبهكاران
شرح حال بدكاران و تبهكاران
از پيامبر ٦ نقل كردهاند: پيش از قيام قيامت، خداوند بادى سرد خوشبو مىفرستد، و بدان وسيله روح هر مؤمن مسلمان گرفته مىشود، و ارواح بدكاران مىمانند در حالى كه مانند خران به آشوب و قتل يك ديگر مشغولند، در همان حال قيامت بر پا مىشود (١).
يكى از بزرگان گويد: همين قدر در شرارت آدمى بس، كه درستكار نباشد، اما در ميان نيكان و صالحان باشد.
لقمان به پسرش گفت: پسرم، دروغ گفت، آن كه گفت: آتش بدى را بدى خاموش مىكند، پس اگر او راست گفته باشد بايد دو آتش افروخته شود، بعد ببينند آيا يكى از آنها ديگرى را خاموش مىكند، بلكه اين نيكى است كه شرارت را خاموش مىكند همان طور كه آب، آتش را خاموش مىكند.
حسن بصرى مىگويد: معاويه سه صفت كشنده مزمن داشت: ١- غصب زمامدارى اين امّت در حالى كه در ميان ايشان بازماندگانى از اصحاب رسول خدا ٦ بودند. ٢- پسرش يزيد ميگسار، دائم الخمر را كه لباس حرير مىپوشد و ساز و طنبور مىنواخت بر آنها زمامدار قرار داد. ٣- زياد را برادر خود شمرد و او را آستاندار عراق ساخت در حالى كه پيامبر ٦ فرمود: «فرزند ملحق به بستر است و زناكار محروم است.» (٢) علاوه بر آنها حجر و يارانش را كشت، واى بر او نسبت به قتل حجر و