مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٨٢ - آداب سير و سفر، وداع خانواده، و بازگشت از سفر
شما چه قدر است؟ فرمود: به خاك افتادن آنها از پنجاه سالگى تا شصت سالگى است. عرض كردند: يا رسول اللَّه! پس هفتاد سالهها چه؟ فرمود: كماند افرادى از امّتم كه به هفتاد برسند، خدا رحم كند به هشتاد سالهها (١٩)! وهب از سنّ يك نفر پرسيد: جواب داد، شصت سال. گفت: سزاوار است كسى كه شصت سال رو به خدا مىرود، آماده مرگ باشد.
روايت شده است: تو شصت سال به جانب خدا حركت دارى، نزديك است كه سفرت پايان يابد و در سر منزل فرود آيى. (٢٠) از بعضى نقل كردهاند كه مىگفتند: ما آرزوى جوانى را مىداشتيم، اما وقتى كه جوانى نزد بزرگتر از خود سخن مىگفت، از تمام خوبى جوانى دست شستيم! حسّان و پدرش ثابت و جدّش منذر، و همچنين پدر منذر، هر كدام، صد و چهار سال عمر كردند.
هر وقت براى عبد الرّحمن، حديثى چون حديث زير را نقل مىكردند، براى شنيدن آن گردن مىكشيد، و دست به دست مىساييد، و او در چهل و هشت سالگى مرد، «مقدار عمر تو در برابر زندگى در بهشت همچون يك نفس كشيدن است، پس اگر آن يك دم را تباه كردى، زندگى ابدى را از دست دادهاى، و براستى كه تو از زيانكارانى.» از آن بزرگوار است: فرزند آدم را آفريدند و در كنار او نود و نه نوع مرگ هم آفريده شد! اگر آن مرگها به خطا برود، وى به پيرى مىرسد. (٢١) على (ع) مىفرمايد: «بهاى باقيمانده عمر آدمى را كسى نمىداند، زيرا بدان وسيله از دست رفته را جبران، و نابود ساخته را مىتوان احيا كرد.» (٢٢) ابن معتزّ مىگويد: بزرگتر را گرامى بدار، زيرا او پيش از تو خدا را شناخته است، و به كوچكتر مهربانى كن، زيرا او از تو به دنيا ناآشناتر است.
سبط گويد: كسى كه سنّش بالا رفته و استخوانش خورد شده، و خواب راحت ندارد، و طعم خواب را از ياد برده، دهان باز كرده، در غم دنياست گويى