مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ١٥٨ - سرزنش ديگران
و گذشت نسبت به همه چون خورشيد و ماه باش كه بر نيك و بد يكسان مىتابند.
زيد بن يحيى مىگويد: در نزد مالك بن دينار بوديم، خليفه بهرانى بر ما گذر كرد، و به مالك سلام داد، و گفت: اى ابو عبد الله ما را موعظه كن! مالك گفت: اى ابو يحيى براستى تو اگر خدا را چنان كه شايسته است بشناسى، از هر سخن و موعظهاى بىنيازت مىكند.
ابو يحيى مىگويد: همانا مؤمنان خدايشان را از روى ديد نمىپرستند، بلكه از روى نشانه مىپرستند، به خدا قسم آنان وقتى كه به رفت و آمد شب و روز و گردش چرخ، و برافراشته بودن آسمان بلند بدون ستون، و جريان اين درياها و رودها مىنگرند، مىفهمند كه اينها سازنده و ادارهكنندهاى دارد كه هيچ ذرّهاى از اعمال و رفتار مخلوقاتش در آسمانها و زمين بر او پوشيده نيست، پس او را- روى دلايل هستيش- چنان بپرستند، كه بدنهايشان فرسوده و رنگها دگرگون گردد، امّا از آن جهت نيست كه عبادتشان از روى ديد است! مؤمنان در دنيا، دلهاشان زنده، اعضا و جوارحشان مرده است، جز در هنگامى كه مشغول ذكر و مناجات و قيام بر طاعت و بندگى او دارند مردى در بنى اسرائيل اگر سى سال خدا را عبادت مىكرد، ابرى بر سر او سايه مىانداخت، شخصى سى سال عبادت كرد و ابرى سايه نيفكند، به مادرش شكايت برد، مادرش به وى گفت: شايد تو در اين سى سال گناهى مرتكبشدهاى؟ گفت: نه. مادر گفت: آيا به سمت آسمان نگاه كردهاى و بدون اينكه بينديشى چشمت را برداشتى؟ گفت: آرى. مادر گفت: به همين دليل است كه نتيجه نگرفتهاى! به عربى بيابانى گفتند: منزلت كجاست؟ گفت: دو طالق بعد از يمن! يعنى دو ماه پس از يمن! (٨٧) مىگويند: عرش خدا به خاطر سه چيز مىلرزد: ١- براى انجام گناه كبيره. ٢- براى گفتن كلمه اخلاص (لا اله الا الله) ٣- براى مردن مؤمن پرهيزگار.