مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام ت تنبیه الخواطر - ورام بن ابی فراس - الصفحة ٢١٥ - جدال، شوخى و مسخرگى
بدى بود. (١٠) و نيز فرمود: بد زبانى و فاش كردن راز ديگران دو شاخه از شاخههاى نفاقند. (١١) (احتمال دارد كه كلمه «بيان» در اين حديث همان فاش كردن آنچه را نبايد فاش كرد، باشد.) جابر بن سمره مىگويد: نزد رسول خدا ٦ نشسته بودم و پدرم جلوتر از من نشسته بود، پيامبر ٦ فرمود: ناسزاگويى و ناسزاپذيرى بهيچ وجه از اسلام نيست، زيرا بهترين مسلمان خوشخوترين آنهاست. (١٢) مرد عربى به رسول خدا ٦ عرض كرد: مرا نصيحت كن! فرمود:
تقواى الهى را پيشه كن پس اگر كسى، در مورد عيبى كه سراغ داشت از تو بد گفت، تو نسبت به عيبى كه در او سراغ دارى، بد مگو! تا گناه سخن او به گردن خودش و پاداش عمل تو، براى تو باشد. (١٣) عياض بن حمّاد مىگويد: عرض كردم: يا رسول الله- درود خدا بر شما- مردى از خويشان من به من ناسزا مىگويد، در صورتى كه همطراز من نيست، آيا اشكالى دارد كه من از او انتقام بگيرم؟ فرمود: دشنام دهندگان به يك ديگر دو شيطانند كه با هم پارس مىكند و همديگر را مىكوبند. (١٤) و آن گرامى فرمود: دو طرف دشنام آنچه بگويند دو عمل ستمگرانه است تا وقتى كه انتقام مظلوم گرفته شود. (١٥) [در بعضى نسخهها به جاى: (فعلى البادى)، (فعلى البارى حتى يتعدّى المظلوم) آمده است. بنا بر اين معنى جمله چنين مىشود: دو طرف دشنام آنچه گويند، بر خداوند است كه مجازات كند و ستمكار را كيفر كند مگر اينكه ستمديده نيز با دشنام متقابل، به ستم آلوده شود.].
و نيز فرمود: آن كس كه پدر و مادرش را ناسزا گويد از رحمت خدا بدور است. (١٦) و در روايت ديگرى آمده است از بزرگترين گناهان كبيره آن است كه