جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣١٩ - غزل ٥٢٤ اى بىخبر! بكوش كه صاحب خبر شوى
پيش از بسته شدن درهاى هدايت به سوى آن بشتابد.) وهمچنين:
«مَنِ اسْتَرْشَدَ، عَلِمَ.»
[١]: (هركس هدايت وراهنمايى جويد، آگاه مى گردد.) وهمچنين:
٣٤٧٩
«لادَليلَ أرْشَدُ مِنَ الهُدى.»
[٢]: (هيچ راهنمايى، راهنما كنننده تر از [پذيرش] هدايت نيست.) ونيز:
٣٤٨٠
«كَيْفَ يُصْلِحُ غَيْرَهُ مَنْ لايُصْلِحُ نَفْسَهُ؟!»
[٣]: (كسى كه خود را اصلاح ننموده، چگونه مى تواند ديگران را اصلاح كند؟!)؛.
امّا اينكه چه طريقه اى را بايد در كوشيدن اختيار نمود تا با خبر از حقايق گرديد؟
|
در مكتبِ حقايق وپيشِ اديبِ عشق |
هان! اى پسر! بكوش كه روزى پدر شوى |
|
كنايه از اينكه: طريقه انبياء واولياء : را بايد اختيار نمايى، وسر تعظيم به پيشگاه اديب عشق (رسول اللَّه ٦ ويا على ٧ يا استاد كامل) فرود آورى، وبه راهنماييهاى ايشان عمل نمايى؛ كه:
٣٤٨١
«طُوبى لِمَنْ رَكِبَ الطَّريقَةَ الغَرّآءَ، وَلَزِمَ المَحَجَّةَ البَيْضآءَ! ...»
[٤]: (خوشا به حال كسى كه راه روشن را پيموده وهمواره ملازم راه راست وهموار باشد ...!) وهمچنين:
٣٤٨٢
«هُدِىَ مَنْ سَلِمَ مَقادَتَهُ إلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَوَلِىِّ أمْرِهِ.»
[٥]: (هركس كه مطيع وفرمانبر خدا ورسول وولىّ امر خدا شد، هدايت يافت.) ونيز:
٣٤٨٣
«مَنْ يَطْلُبِ الهِدايَةَ مِنْ غَيْرِ أهْلِها، يَضِلَّ.»
[٦]: (هر كه هدايت را از غير اهل آن بجويد، گمراه مى شود.).
اى خواجه! واى سالك! جديّت نما تا به كمال انسانيّت راه يابى وروزى هم دستگيرى ازافتادگان كنى؛ كه:
«زَكاةُ العِلْمِ بَذْلُهُ لِمُسْتَحِقّيهِ وَإجْهادُ النَّفْسِ فِى العَمَلِ بِهِ.»
[٧]: (زكات دانش، بذل وبخشش آن به مستحقّ آن، وبه زحمت انداختن نفس و كوشش در عمل به آن مى باشد.).
[١] ( ١، ٤) غرر ودرر موضوعى، باب الهداية، ص ٤٢١.
[٢] ( ٢، ٥، ٦) غرر ودرر موضوعى، باب الهداية، ص ٤٢٢.
[٣] - غرر ودرر موضوعى، باب النّفس، ص ٣٩٠.
[٤] ( ١، ٤) غرر ودرر موضوعى، باب الهداية، ص ٤٢١.
[٥] ( ٢، ٥، ٦) غرر ودرر موضوعى، باب الهداية، ص ٤٢٢.
[٦] ( ٢، ٥، ٦) غرر ودرر موضوعى، باب الهداية، ص ٤٢٢.
[٧] - غرر ودرر موضوعى، باب العمل، ص ٢٨١.