جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٦٩ - غزل ٥١٧ ناگهان پرده برانداختهاى، يعنى چه؟
خَزائِنُهُ، وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»[١]: (وهيچ چيزى نيست مگر اينكه گنجينه هايش نزد ماست، وما جز به اندازه معين آن را [به عالم خَلق] فرو نمى فرستيم.) وحضرتش هم كنار از موجودات ومظاهرش نمى باشد، با آنها ومحيط به آنهاست؛ كه: «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ»[٢]: (وهر كجا باشيد، او با شماست.) ونيز: «أَلا! إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ»[٣]: (آگاه باش! كه او به هر چيزى احاطه دارد.) وهمچنين:
٣٤٣٧
«مَعَ كُلِّ شَىْءٍ لابِمُقارَنَةٍ، وَغَيْرُ كُلِّ شَىْءٍ لابِمُزايَلَةٍ.»
[٤]: ( [خداوند] همراه با هر چيز است بدون اينكه به آن پيوسته باشد، وغير هر چيز است بىآنكه از آن جدا باشد.).
با اين همه، آيا ممكن است كسى به او توجّه نداشته باشد وعشق نورزد؟! وكج باختن حضرتش با موجودات براى آن است كه آنها هرچه دارند با اينكه از اوست به خود نسبت مى دهند واو حاضر نيست كسى وچيزى در مقابلش اظهار وجود بنمايد.
وممكن است منظور از «نقشى مشغول»، توجّه داشت افراد بشر باشد به مظهريّت موجودات كه ظهور يافته اسماء وصفات حضرت محبوب مى باشند، ومراد از «كج باختن»، نخواستن او، چنين توجّهى را از بندگان. اينجاست كه بايد به كلام منقول از سيّدالشّهداء ٧ توجّه شود كه مى فرمايد:
٣٧٥١
«إلهى! تَرَدُّدى فِى الآثارِ يُوجِبُ بُعْدَ المَزارِ، فَأجْمِعْنى عَلَيْكَ بِخِدْمَةٍ تُوصِلُنى إلَيْكَ، كَيْفَ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ بِما هُوَ فى وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ إلَيْكَ؟! أيَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ مالَيْسَ لَكَ، حَتّى يَكُونَ هُوَالمُظْهِرَ لَكَ؟! مَتى غِبْتَ حَتّى تَحْتاجَ إلى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ؟! وَمَتى بَعُدْتَ حَتّى تَكُونَ الآثارُ هِىَ الَّتى تُوصِلُ إلَيْكَ؟! عَمِيَتْ عَيْنٌ لاتَزالُ [لاتَراكَ] عَلَيْها رَقيباً، وَخَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصيباً! ...»
[٥]: (بارالها!.
[١] - حجر: ٢١.
[٢] - حديد: ٤.
[٣] - فصّلت: ٥٤.
[٤] - نهج البلاغة، خطبه ١.
[٥] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٨.