جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٦٤ - غزل ٥٠١ مزرع سبز فلك ديدم وداس مه نو
مىدارد كه:
٤٠٦٢
«فَاتَّقُوا اللَّهَ فِى الرِّيآءِ، فَإنَّهُ الشِّرْكُ بِاللَّهِ؛ فَإنَّ المُرآئِىَ يُدْعى يَوْمَ القِيامَةِ بِأرْبَعَةِ أسْمآءَ:
يا كافِرُ! يا فاجِرُ! يا غادِرُ! يا خاسِرُ! حَبَطَ عَمَلُكَ وَ بَطَلَ أجْرُكَ، فَلاخَلاصَ لَكَ اليَوْمَ، فَالْتَمِسْ أجْرَكَ مِمَّن كُنْتَ تَعْمَلُ لَهُ.»
[١]: (پس در مورد ريا از خدا بپرهيزيد، زيرا ريا شرك به خداوند است، براستى كه رياكار در روز قيامت به چهار نام خوانده مى شود: اى كافر! اى بدكار! اى مكّار! اى زيانكار! عملت از بين رفت وپاداشت نابود شد، پس امروز رهايى نخواهى داشت وپاداشت را از كسى كه برايش عمل مى نمودى، بخواه.) وآتش به خرمن پيروى دين فطرىات كه بايد بدان توجّه داشته باشى، مىزند؛ كه: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً، فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها، لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ، وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ»[٢]: (پس استوار ومستقيم روى و تمام وجودت را به سوى دين نما، همان سرشت خدايى كه همه مردم را بر آن آفريد، دگرگون شدنى براى آفرينش خدا نيست، اين همان دين استوار است، ولى اكثر مردم [از اين حقيقت] آگاه نيستند.) پس! «حافظا! خرقه پشمينه، بيانداز وبرو».
ويا بخواهد به خود خطاب كرده وبگويد: اين همه تظاهر به زهد خشك (براى آنكه كسى از حالت آگاه نشود) مكن؛ زيرا ممكن است اين كار تو دين واقعىات را كه دين فطرى است، از تو بستاند؛ پس: «حافظا! خرقه پشمينه، بيانداز وبرو».
[١] - وسائل الشيعة، ج ١، ص ٥١، از حديث ١٦.
[٢] - روم: ٣٠.