جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٣٧ - غزل ٥٢٦ اى در رخ تو پيدا، انوار پادشاهى
يافته، نايل خواهد شد؟! اين انوار مخصوص تو وخاتم واكمل انبياء ٦ مى باشد «ملك آنِ توست وخاتم، فرما هر آنچه خواهى».
ويا منظور از بيت اين باشد كه: اى معشوق حقيقى! تو مالك على الاطلاقى، بندگان خاصّت واهرمنان (شيطان وبدسرشتان) را تو مالكى، انوارت را بر اهرمن نخواهى تابيد، در عين حال هرچه مى خواهى بنما، حكم، حكم توست وبس.
ويا بخواهد بگويد: اى انسان كامل (نبىّ اكرم صلوات اللَّه وسلامه عليك!) خالقت، انوار اسم اعظم را بر تو تابيده وخاتميّت را به تو داده ومالك على الاطلاق شدهاى، هرچه مى خواهى بكن.
وممكن است بخواهد اشاره به مقام حضرت سليمان ٧ وملك وسلطه وانگشترش نموده وبگويد: اى سليمان! (سلام اللَّه عليك) حضرت داور، تو را اسم اعظم وانگشتر خاصّ عنايت فرموده، هرچه مى خواهى در سلطنت باذن اللَّه بكن؛ كه: «قالَ: رَبِّ! اغْفِرْ لِي، وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي؛ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ، فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ، وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ، هذا عَطاؤُنا، فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ، وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ»[١]: (عرض كرد: پروردگارا! مرا بيامرز وبه من سلطنت وپادشاهىاى [اختصاصى] عطا بفرما كه براى احَدى بعد از من شايسته نباشد. براستى كه تو بسيار بخشندهاى. آنگاه باد را رام ومسخّر او گردانيديم به گونهاى كه به آرامى به هر جا كه مى خواست مى وزيد، و [نيز] شيطانها [را رام ومسخّر او نموديم] همه بنّاها وسازندگان وغوّاصان وشناگران وديگرانى را كه در زنجيرها به هم بسته شدهاند. اين عطا وبخشش بىشمار ماست، پس [اگر خواستى] ببخش يا نگاهدار، وبراستى كه اودر پيشگاه ما منزلت وجايگاهى نيكو دارد.)؛ لذا مى گويد:
[١] - ص: ٤٠- ٣٥.