جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣٧ - غزل ٤٩٨ گفتا برون شدى، به تماشاى ماه نو
گويا خواجه در اين غزل با بيانات مختلف در صدد تقاضاى ديدار حضرت محبوب وبهرهمند شدن از روز عيد صيام ونتايج معنوى آن بوده، مىگويد:
|
گفتا: برون شدى به تماشاىِ ماه نو |
از ماهِ ابروانِ منت شرم باد! رو |
|
بخواهد بگويد: ماه صيام كه ماه ضيافت الهى است؛ كه:
٣٣٥٣
«أيُّهَا النّاسُ! إنَّهُ قَدْ أقْبَلَ إلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالبَرَكَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالمَغْفِرَةِ ... وَهُوَ شَهْرٌ دُعيتُمْ فيهِ إلى ضِيافَةِ اللَّهِ.»
[١]: (اى مردم! براستى ماه خدا همراه با بركت ورحمت ومغفرت وآمرزش [خداوند] به سوى شما روى آورده ... وآن ماهى است كه در آن به ميهمانى خداوند دعوت وخوانده شدهايد.)، وروز عيد كه روز جوايز وبهره بردارى از مشاهده جمالِ يار مى باشد؛ كه:
٣٣٥٤
«أسْأَلُكَ بِحَقِّ هذَا اليَوْمِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمينَ عيداً، وَلِمُحَمَّدٍ ٦ ذُخْراً وَشَرَفاً [وَكَرامَةً] وَمزيداً، أنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأنْ تُدْخِلَنى فى كُلِّ خَيْرٍ أدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ وَأنْ تُخْرِجَنى مِنْ كُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ أجْمَعينَ.»
[٢]: (به حقّ اين روز كه براى مسلمانان عيد، وبراى محمّد ٦ مايه توشه بردارى وشرافت [وكرامت وبزرگوارى] وافزونى قرار دادى، از درگاهت خواستارم كه بر محمّد وآل محمّد درود ورحمت فرستاده ومرا در هر خير وخوبى كه محمّد وآل محمّد را داخل نمودى، وارد گردانى، واز هر شرّ وبدى كه محمّد وآل محمد- كه درودها ورحمتهاى تو بر او وايشان همگى باد!- را از آن بيرون آوردى، خارجم.
[١] - اقبال الاعمال، ص ٢.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٢٨٩.