جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢١٩ - غزل ٥١٠ دامن كشان همى شد در شرب زر كشيده
ورسول شما را به آنچه كه مايه حيات وزندگانى شماست، مىخوانند، اجابت كنيد، وبدانيد كه خداوند ميان انسان ودل او حايل است [از خود او به او نزديكتر است].) وچنانچه باز آن ديدار برايم حاصل شود، بسيار شكرگذار حضرتش ٦ (نسبت به راهنماييهايى كه براى وصول به مشاهده جناب محبوب نموده) خواهم بود؛ كه:
٣٤٠٣
«مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقينَ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وجلَّ»
[١]: (هركس شكر وسپاس آفريدگانى را كه به او نعمت ارزانى مى دارند، بجا نياورد، شكر وسپاس خداوند عزّ وجلّ را بجا نياورده است.) ونيز:
٣٤٠٤
«وَأشْكَرُكُمْ للَّهِ، أشْكَرُكُمْ لِلنّاسِ.»
[٢]: (سپاسگزارترين شما براى خدا، سپاسگزارترين شما نسبت به مردم مى باشد.)
|
هر بد كه گفت دشمن، در حقّ ما شنيدى |
يارب! كه مدّعى را، بادا زبان بريده! |
|
خلاصه بخواهد بگويد: محبوبا! خود شنيدى كه شيطان نسبت به بندگانت چه گفتارى داشت تا ايشان را از تو جدا سازد؛ كه: «قالَ: فَبِما أَغْوَيْتَنِي، لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ»[٣]: (عرض كرد: پس بخاطر اينكه مرا گمراه نمودى، براى [گمراهى] آنان بر راه راست تو خواهم نشست.) وگفت: «وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ»[٤]: (وبيشتر ايشان را شاكر وسپاسگزار نخواهى يافت.). الهى كه زبان اين مدّعى گمراه كننده بندگانت بريده باد! ورحمت وفضيلت شامل حال خواجهات شود وباز به ديدارت نايل گردد. كه:
«وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ، لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلَّا قَلِيلًا»[٥]: (واگر فضل ورحمت خدا بر شما نبود، مسلّماً جز عدّه كمى، همه شيطان را پيروى مى كرديد.)؛ لذا مى گويد:
[١] - بحارالانوار، ج ٧١، ص ٤٤، روايت ٤٧.
[٢] - بحارالانوار، ج ٧١، ص ٣٨، از روايت ٢٥.
[٣] - اعراف: ١٦.
[٤] - اعراف: ١٧.
[٥] - نساء: ٨٣.