جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٥٨ - غزل ٥١٦ گر تيغ بارد، در كوى آن ماه
خواجه در اين غزل با بيانات مختلف خود در مقام تقاضا وتمنّاى ديدار محبوب بوده، مىگويد:
|
گر تيغ بارد، در كوىِ آن ماه |
گردن نهاديم، الْحُكْمُ للَّهِ |
|
آرى، آنان كه به فناى كلّى راه يافته اند ودانسته ومشاهده كرده اند كه مظاهر عالَم از خود چيزى فعلًا وصفتاً واسماً وذاتاً ندارند، هيچگاه در مقابل ناملايمات دست وپاى بىجا نخواهند زد، وهرچه به آنها برسد با تمام وجود پذيراى آن خواهند بود؛ چون بر آنان روشن گشته كه: «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ، أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ، ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ، وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ»[١]: (حكم وفرماندهى تنها از آن خداست، امر فرموده كه جز او را نپرستيد، اين دين استوار مى باشد، وليكن بيشتر مردم [از اين حقيقت] آگاه نيستند.) ونيز: «يا بَنِيَّ: لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ، وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ، وَ ما أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ، إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ، عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ، وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ»[٢]:
(اى فرزندان من! از يك در وارد نشويد، بلكه از درهاى گوناگون داخل شويد، وشما را در هيچ چيز [وموردى] از خدا بىنياز نمى دانم، حكم وفرماندهى تنها براى خداست، فقط بر او توكّل نموده [وكارهايم را به او واگذار مى كنم] وبايد كه اهل توكّل تنها بر او توكّل نمايند.) وهمچنين:
[١] - يوسف: ٤٠.
[٢] - يوسف: ٦٧.