جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٣٦ - غزل ٥٢٦ اى در رخ تو پيدا، انوار پادشاهى
محبوبا! آفرين بر قلم قدرتت كه خلقت دنيا وآخرت را به تجلّيات اسماء وصفاتىات ظهور دادى، وهر كدام را از حياتت بهرهمند ساختى؛ كه: «ن وَ الْقَلَمِ، وَ ما يَسْطُرُونَ»[١]: (ن، سوگند به قلم وآنچه [با آن] مىنويسند.) ونيز: «اقْرَأْ، وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»[٢]: (بخوان، كه پروردگارت بزرگوارتر مى باشد، هم او كه با قلم بياموخت.).
وممكن است منظور خواجه از بيت، خلقت انسان به تنهايى باشد، واشاره به صورت ملكى وملكوتى، وظاهر وباطن او بنمايد؛ و: «فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ»[٣]: (پس بلندمرتبه ومنزه است خداوندى كه بهترين آفرينندگان مى باشد.) بگويد، ويا به خلقت انسان كامل انبياء واولياء : به خصوص نبىّ اكرم واوصيايش (صلوات اللَّه عليهم اجمعين) واثرات حياتى آنان در عالم اشاره كند كه اين همه، از «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»[٤]: (براستى كه جانشينى براى خود در زمين قرار مى دهم.) ونيز: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها»[٥]: (وهمه نامها وكمالات خود را به آدم آموخت.) و «وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي»[٦]: (واز روح خويش در او دميدم.) وهمچنين: «ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ»[٧]: (سپس او را به آفرينش ديگرى پديد آورديم.) ظهور يافته است.
|
بر اهرمن نتابد، انوارِ اسم اعظم |
ملك آنِ توست وخاتم، فرما هرآنچه خواهى |
|
معشوقا! كجا اهرمن وبدسرشتان، به كمالى كه توراست وبه انبياء واوليايت : به انوار اسم اعظمت عنايت فرموده اى وصدها چشمه آب حيوان از آنها ظهور.
[١] - قلم: ١.
[٢] - علق: ٤- ٣.
[٣] - مؤمنون: ١٤.
[٤] - بقره: ٣٠.
[٥] - بقره: ٣١.
[٦] - حجر: ٢٩.
[٧] - مؤمنون: ١٤.